گزارش یک مرگ اثر گابریل گارسیا مارکز

معرفی و دانلود کتاب گزارش یک مرگ اثر گابریل گارسیا مارکز رایگان به همراه خلاصه کتاب

گزارش یک مرگ، اثری دیگر از گابریل گارسیا مارکز است که به ماجرای قتل جوانی به نام سانتیاگو اختصاص دارد. مارکز در این کتاب، دو موضوع روابط مردم در آمریکای لاتین و ناموس‌پرستی را مطرح می‌کند و کشته شدن یک جوان به دلیل سنت‌ها و باورهایی که مردم در آمریکای لاتین دارند را به زیبایی به تصویر می‌کشد.

داستان از این قرار است که مردی با نام «بایاردو سان رومان» که از ثروتمندان جامعه خود به شمار می‌رود، پس از ازدواج با دختری به نام آنجلا متوجه می‌شود که باکره نیست و تصمیم می‌گیرد به خانه پدری همسرش رفته و موضوع را با آن‌ها مطرح کند. بایاردو وقتی اتفاق را برای پدر و مادر و برادران آنجلا شرح می‌دهد، دخترک برای آن‌که کمی از بار تقصیر خود بکاهد، مردی به نام سانتیاگو را مقصر اصلی از بین رفتن بکارتش معرفی می‌نماید.

پدرو پابلو، برادران آنجلا، برای آن‌که از حیثیت خانوادگی‌شان دفاع کنند، بدون ذره‌ای تفکر به خانه مرد رفته و با وجود آن‌که قصد خود را کشتن اعلام می‌کنند، اما مردم جلوی آن‌ها را نمی‌گیرند و در اوج ناباوری، در مقابل دیدگان ساکنان، سانتیاگو را به قتل می‌رسانند.

حالا بعد از ۲۷ سال، یکی از دوستان بسیار نزدیک سانتیاگو واقعیت‌های قتل وی را در کتاب کم‌نظیر «گزارش یک مرگ» برای خوانندگان توضیح می‌دهد که با روایتی غیرخطی، لحظاتی فراموش‌نشدنی را برای هر علاقه‌مندی رقم خواهد زد.

درباره نویسنده

گابریل گارسیا مارکز، نویسنده و روزنامه‌نگار کلمبیایی بود که در کلمبیا متولد شد. پس از دوران مدرسه، به تحصیل حقوق در کالج پرداخت، اما به‌خاطر روزنامه‌نگاری، آن را نیمه‌کاره رها کرد. مدتی در مکزیکوسیتی زندگی کرد و «صد سال تنهایی» را نوشت که موجب کسب شهرت و ثروت برای او گردید. سکونت در اسپانیا به مدت ۸ سال و دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ از دیگر وقایع زندگی وی به شمار می‌آید. مارکز سرانجام در سال ۲۰۱۴، درحالی‌که با بیماری فراموشی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، درگذشت. برخی از نوشته‌های او عبارت‌اند از: «پاییز پدر سالار»، «عشق در زمان وبا» و «ژنرال در هزارتوی خود».

کتاب مناسب چه افرادی است؟

به طرفداران آثار مارکز و همچنین دنبال‌کنندگان داستان‌های جنایی توصیه می‌شود در فرصتی مناسب به خوانش اثر پیش رو بپردازند.

فهرست مطالب

گزارش یک مرگ در حال حاضر به همت سه ناشر با این مشخصات در بازار موجود است: آریابان با ترجمه کیومرث پارسای در قالب یک نسخه چاپی ۱۶۰ صفحه‌ای، مرکز در ۹۸ صفحه با برگردان لیلی گلستان و کتاب‌سرای نیک در ۱۰۰ صفحه با ترجمه کاوه میرعباسی.

بریده‌هایی از کتاب

به دفعات لگن ادرار و خیلی چیزهای بدتر را از پنجره به رویش ریختند و او هیچ عکس‌العملی نشان نداد جز اینکه به خانه‌اش می‌رفت، حمام می‌کرد، لباس تمیز می‌پوشید و دوباره به منزل دختر می‌آمد و می‌ایستاد. امروز دختر زن آن پسر شده و زوج خوشبختی هستند. این مثال در مورد بعضی از داستان‌ها صدق می‌کند؛ نمی‌خواهیمش، اما خودش را تحمیل می‌کند.

شاید روزی کتابی بنویسم با عنوان ساده «چگونه یک رمان نوشته می‌شود»، اما هرگز نمی‌توان نوشت که به چه دلیل با وجود تمام تجاهل‌های عمدی و لطایف‌الحیل، موفق به فرار از دست آن نمی‌شویم.

بیانچوتی: پس شد ارجحیت تصویر، اما با تمام این‌ها ضرب‌آهنگ چنان در نثر شما بارز است که به نظر می‌آید انگیزه حکایت.

مارکز: بله، خودم به این فکر کرده بودم... درست است، ضرب‌آهنگ برایم اساسی است، یعنی معتقدم که یک تغییر در ضرب‌آهنگ می‌تواند همان‌قدر بامعنا باشد که یک تعریف مفصل. (باید اعتراف کنم که بارها شده است که برای کامل کردن ضرب‌آهنگ از یک کلمه رایگان استفاده کنم و بعد از این عمل مجبور شده‌ام این کلمه را به نوعی توجیه کنم...) و اگر برگردم به نوشته‌های جوانی‌ام، باید اعتراف کنم که ضرب‌آهنگ اُس و اساس آن نوشته‌ها بوده و این بدان معناست که خواسته بودم با کمک ضرب‌آهنگ در نوشته‌هایم موفق شوم.

از شعرهای قرن نوزدهم اسپانیا ملهم بودم، از همان شعرهای مبتذل. نونیت د آرسه، اسپرونسدا و... که البته به‌عنوان معترضه بگویم اشعاری هم سروده‌اند که از ابتذال به دور بوده‌اند. اما چگونه است که شعرهای بد خوانده می‌شوند و خواننده دارند؟ چون به دلیل عروض بی‌نقص‌شان، متوجه بلاهتشان نمی‌شویم و ضرب‌آهنگی دارند که به آن‌ها، هم وزن می‌دهد و هم به نوعی شکل می‌بخشد و آن‌ها را درست و حقیقی جلوه می‌دهد.

بیانچوتی: شما در اصل از چیزی دارید صحبت می‌کنید که به سبک معروف است.

مارکز: البته، سبک، قالب ادبیات، تمام این‌ها تقریباً یک معنا می‌دهند. ادبیات چیزی است که فکر می‌کنم در هیأت مادی آن را حس می‌کنم. و محافظ چیزهای بی‌وزنی است که محصورشان نمی‌شود کرد. و سخت‌کوشی می‌طلبد.

امروزه بسیار می‌شنویم که می‌گویند باید همان چیزی را که حس می‌کنیم بنویسیم، آن هم با حداقل دستمایه‌ای که داریم و باید هم آن را به روشنی بسیار طبیعی بنویسیم. تعجب می‌کنید اگر برایتان بگویم که من به کمک کوهی از لغت‌نامه‌ها می‌نویسم و همیشه هم در بی‌لغت‌نامه‌هایی در مورد مترادف‌ها هستم. اما توجه کنید که مشکل بزرگ من، یا بهتر بگویم چیزی که نوشته را به ادبیات مربوط می‌کند یا مربوط نمی‌کند، صفت است و محلی که باید صفت را در آن گنجاند.

مثلاً تصور کنید بخواهم دهکده‌ای برگردوغبار و خالی از اغیار را تعریف کنم؛ دهکده‌ای زیر آفتاب سوزان، به هنگام بعدازظهر، یعنی همان زمانی که به نظر نامسکون می‌آید. و در آن دهکده، در آن لحظه از روز، زنی را نشان دهم که در کوچه‌ای یا میدانی خالی جلو می‌آید و سراپا سیاه‌پوش است.

اگر بخواهم همین‌طوری و از سر سیری بنویسم، یک صفت به خورشید، به گرما، به گردوغبار و غیره می‌دهم؛ اما اگر بخواهم خودم را به برشمردن تک‌تک چیزها محدود کنم، به سیاهی لباس زن موصوف صفت ستمگر را می‌دهم و تمام چیزهایی را که نام برده بودم، یعنی آفتاب، دهکده خالی، گرما و غیره را با یک حرکت گرد هم می‌آورم و در نتیجه با روشی غیرمنتظره به کل این قسمت از نوشته‌ام ضخامت داده‌ام. همین برای من ادبیات است. ادبیات متشکل از همین چیز به‌ظاهر رایگان و ناقابل ـ یعنی صفت ـ است و کمی از چیزکی دیگر، پس شد یک صفت و یک ضرب‌آهنگ.

بیانچوتی: اسکار وایلد گفته بود که بعد از داستایفسکی برایمان فقط صفت‌ها مانده‌اند.

مارکز: درست گفته. حتی می‌شود افزود که بعد از داستایفسکی از تعریف طبیعت انسانی چه برایمان مانده؟ به همین دلیل است که از ترجمه واهمه دارم. کافی است که صفت غیرقابل‌ترجمه‌ای به کار ببری تا ادبیات در ترجمه گم‌وگور شود.

پس از کتاب چه خواهد ماند؟ آیا فقط داستان؟ همین است که می‌ترساند. کاربرد صفت، وجه تمایز یک نویسنده از نویسنده‌ای دیگر است؛ روش نویسنده است در دیدن واقعیت، سبک نگارش اوست، صدای اوست.

اما ضرب‌آهنگ را می‌شود در ترجمه و به زبانی که نوشته ترجمه می‌شود، به نوعی دیگر پیدا کرد و موفق هم شد... روزی با یک ژاپنی در مورد صد سال تنهایی بحث می‌کردم. او آن را به زبان ژاپنی خوانده بود که آن را از ترجمه انگلیسی و فرانسوی به ژاپنی ترجمه کرده بودند، اما راحت در مورد آن کتاب حرف می‌زدیم.

بیانچوتی: شاید به این دلیل که بیش از اینکه سبک‌پرداز باشید، راوی هستید.

مارکز: شاید. اما قصه را اگر همان‌طور که شنیده‌ام ـ و چه بسیار شنیده‌ام ـ یا همان‌طور که تصور کرده‌ام بیان کنم، این دیگر از دید من بیان یادداشت است و نه چیز دیگر... کلمات و رنگ‌آمیزی آن‌ها را دوست دارم. در نزد نویسندگان کلمه، کلمه است و فقط رنگ‌آمیزی آن‌ها است که تفاوت زیادی با هم دارد.

بیانچوتی: آیا هیچ از خود پرسیده‌اید که چه شده کتاب‌های شما این‌قدر پرخواننده شده‌اند؟ آیا به این دلیل که نشانی از موهومات یا بهتر بگویم نشانی از شاعرانگی دارند؟

مارکز: نمی‌دانم، هنوز موفق به فهم این مسئله نشده‌ام.

دانلود pdf کتاب گزارش یک مرگ

در ادامه می‌توانید نسبت به دانلود کامل کتاب گزارش یک مرگ به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.

دانلود pdf کتاب گزارش یک مرگ

مشخصات کتاب گزارش یک مرگ

مشخصات
نویسنده گابریل گارسیا مارکز
مترجم لیلی گلستان
شابک 9789642132997
ناشر نشر مرکز
موضوع رمان خارجی
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
تعداد صفحه 96
تعداد جلد 1
وزن 127 گرم

نظرات کتاب گزارش یک مرگ

  • سینا حسن زاده سینا حسن زاده

    خوب و مفید و خواندنی برای همه آدم ها

  • کاربر کاربر

    بسته بندی و ارسال سالم و کتاب مارکز هم نیاز به تعریف نداره

  • محمدحسن رشادفر محمدحسن رشادفر

    هنوز نخوندمش اما کیفیت چاپ خوبی داره بسته بندیش خوب بود و از ارسال راضی بودم

  • امیرمحمد خلیلی امیرمحمد خلیلی

    یکی از بی‌نظیرترین آثار داستانی هست که خوندم. فوق‌العاده جذابه از لحاظ داستانی، ترجمه روان و خوش خوانی داره و چون فضای اثر نزدیکی فرهنگی داره با ما کاملا فهمیده میشه. شدیدا این اثر رو پیشنهاد میکنم

  • کاربر کاربر

    کتاب سالم دستم رسید اما از سبک کتاب خوشم نیومد !!

  • آرش محرابی آرش محرابی

    عالی

  • شاپور ظاهری عبدوند شاپور ظاهری عبدوند

    اگه به کتاب های جناحی علاقه مند هستید حتما بخونید

  • مهدی جلیل زاده قدیم مهدی جلیل زاده قدیم

    به شدت توصیح میشه

  • حسین سیرلانی حسین سیرلانی

    رمان کوتاه و زیبایی بود

  • محمدمهدی احمدی محمدمهدی احمدی

    خوب بود.

  • کاربر کاربر

    چون تخفیف هم داشت خوب بود

  • زهرا زارع فرار زهرا زارع فرار

    عالی بود

  • مهدی پرتو مهدی پرتو

    نسبت به قیمتش خوبه

  • کاربر کاربر

    عالی بود، مطالعه ش رو به همه کتاب دوستان پیشنهاد میکنم.

  • غلامرضا فیروزیان حاجی غلامرضا فیروزیان حاجی

    راضی هستم

  • کاربر کاربر

    کتاب خوبی هستش

  • اعظم پارسا اعظم پارسا

    سپاس

  • کاربر کاربر

    کتاب کوتاه و سرگرم کننده ایه

  • کاربر کاربر

    نسبت به قیمت خوب بود

  • کاربر کاربر

    جالب بود داستان

  • عکس خوانده نمی‌شود

    خرید کتاب گزارش یک مرگ