شیر فروش اثر آنا برنز

معرفی و دانلود کتاب شیر فروش اثر آنا برنز رایگان به همراه خلاصه کتاب

«شیرفروش» کتابی از آنا برنز است که موضوع آن به شایعاتی درباره دختری جوان مربوط می‌شود که زندگی و روابط شخصی‌اش مورد گمانه‌زنی‌های ساکنان منطقه‌ای قرار گرفته است؛ منطقه‌ای که در داستان به‌طور دقیق به آن اشاره نمی‌شود.

برنز در کتابش که در سال ۲۰۱۸ موفق به کسب جایزه من بوکر شده است، از یک دختر جوان به‌عنوان راوی استفاده کرده که او نیز نامی مبهم دارد و ماجرای اتفاقی را که برای خواهر وسطی‌اش رخ داده، برای خواننده تعریف می‌کند.

در این میان، مردی شیرفروش نیز در شهر زندگی می‌کند که سن‌وسالی از او گذشته، اما معروف است که به دختران جوان علاقه‌مند می‌شود. این بار سؤالی که برای مردم پیش آمده این است که آیا او به خواهر وسطی راوی دلباخته است؟

مرد شیرفروش سابقه نظامی دارد و همین موضوع باعث شده شایعاتی درباره خواهر وسطی بر سر زبان‌ها بیفتد؛ شایعاتی که به‌شدت دخترک را آزار می‌دهد و باعث می‌شود از هیچ تلاشی برای اثبات اینکه هیچ ارتباطی میان او و مرد قصه وجود ندارد، دریغ نکند.

از سوی دیگر، باید به این نکته اشاره کرد که آنا برنز بخشی از وقایع مربوط به زندگی شخصی‌اش را در این اثر به روی کاغذ آورده و علاوه بر قلم توانمندش، قرارگیری خیال و واقعیت در کنار یکدیگر را نیز به‌عنوان عنصری برای جذاب‌تر کردن نوشته‌اش به کار گرفته است.

نویسنده همچنین از مفاهیمی نظیر خشونت عریان، جدال‌های مذهبی و تبعیض علیه زنان استفاده کرده است، اما روی آن‌ها تأکید نداشته و آنچه بیشتر بر آن مانور داده، بهره‌گیری از تکنیک‌های ادبی بوده که به‌خوبی از پس آن برآمده است.

درباره نویسنده

آنا برنز نویسنده بریتانیایی است که به‌واسطه استفاده از تجربیات واقعی‌اش در آثار منتشرشده‌اش، شهرت بسیاری کسب کرده است. او در کارنامه‌اش آثار پرمخاطب دیگری نیز دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به «ساخت‌وسازهای کوچک و بی‌استخوان» اشاره کرد.

برنز متولد سال ۱۹۶۲ در بلفاست ایرلند است و بیش از ۱۰ سال است که در انگلستان زندگی می‌کند.

کتاب مناسب چه افرادی است؟

به دوستداران رمان‌هایی با موضوعات اجتماعی و سیاسی پیشنهاد می‌شود «شیرفروش» را در فهرست مطالعاتی خود قرار دهند.

فهرست مطالب

اثر مذکور در حال حاضر به همت دو ناشر موجود است: افراز با ترجمه مهران داور در ۳۴۶ صفحه و مجید با برگردان سونیا سینگ در ۳۷۶ صفحه.

بریده‌هایی از کتاب

سه بار در زندگی‌ام می‌خواستم به صورت افرادی سیلی بزنم و یک بار هم دلم می‌خواست با تفنگ به صورت یک نفر ضربه بزنم. از تفنگ استفاده کردم، ولی هیچ‌وقت به کسی سیلی نزدم.

یکی از آن سه بار می‌خواستم به صورت بزرگ‌ترین خواهرم سیلی بزنم که با عجله به خانه‌مان آمده بود تا به من بگوید که پلیس ملی شیرفروش را کشته است. هیجان‌زده و خوشحال بود که این مرد که فکر می‌کرد معشوق من است و برایم مهم است، کشته شده بود.

با خیال راحت صورتم را بررسی کرد تا نشانه‌ای از ناراحتی در صورتم پیدا کند. من، باوجود سرکشی‌ام که به‌خاطر شیرفروش و شایعه‌ها بیشتر شده بود و بدتر از همیشه در مکانی منزوی در اعماق وجودم زندانی شده بودم، باز هم متوجه بودم که او چقدر نسبت به رفتارش ناآگاه است.

با خودم فکر کردم او فکر می‌کند این اتفاق به من درس خوبی داده است، نه به‌خاطر مشکلات سیاسی و مسائلی که با مرگ او ایجاد می‌شدند و نه به‌خاطر چیزی که قاتلان او از خودشان نمایش می‌دادند. این‌ها همه بی‌ارزش بودند؛ موضوع فقط این بود که او دوست نداشت من قدم در راهی بگذارم که خودش خیلی وقت پیش آن را برای خودش ممنوع کرده بود.

فکر می‌کرد من هم باید مثل خودش قانع باشم، باید مردی را که در آرزویش بودم و حالا او را از دست داده بودم فراموش می‌کردم و مثل او با هر جایگزین ناخواسته‌ای که بعد از شیرفروش وارد زندگی‌ام می‌شد ازدواج می‌کردم.

از خودش بی‌خود شده بود و قیافه‌اش با زمانی که در غم عشق سابقش می‌سوخت، زمین تا آسمان فرق داشت. با این حال، اجازه نداشت با خرج من خوشحال باشد.

دیگر آن‌قدر خوشحال نباش، نباید خوشحال باشی، سیلی! این‌ها در افکار من می‌گذشتند. صورتم مثل همیشه خنثی و پوچ بود، چون این دیگر عادتم شده بود و صورتم بیشتر اوقات ناخوانا و دور از دسترس بود.

بعد، با کمترین میزان احساسات، فقط در حدی که برای یک ثانیه کوچک‌ترین میزان کنجکاوی‌ام نشان داده شود، گفتم: «به نظر می‌آد داری دچار ارگاسم می‌شی.»

هر جور بود حرف‌هایش را می‌زد و به خودش چنین حقی می‌داد و من هم چیزی نمی‌گفتم، چون نمی‌دانستم در برابر این آدم چه عکس‌العملی نشان دهم.

اما جلوی خواهرم دهانش را می‌بست و ساکت می‌شد، ولی همیشه به‌محض اینکه خواهرم اتاق را ترک می‌کرد، گاز تازه موتورش راه می‌افتاد و طعنه و کنایه بارم می‌کرد.

نه اینکه ازش بترسم، نه؛ فقط از این نوع رفتارها و فضولی‌هایش بدم می‌آمد.

آن روزها و در جایی که ما زندگی می‌کردیم، پرخاشگری معیار اصلی تمام قضاوت‌های مردم بود و فوراً متوجه شدم که پرخاشگری در رفتارش نیست و اصلاً مال این حرف‌ها نیست.

به هر حال، با آن ذات جلبش هر بار مرا سر جای خود میخکوب می‌کرد. به تمام معنا بدذات بود.

و خواهرم، با اینکه بچه‌دار بود و در شرایط دشواری قرار گرفته بود، هنوز دست از فکر کردن به نامزد قبلی‌اش برنمی‌داشت و حاضر هم نبود که باور کند نامزد قبلی‌اش با انصراف از ازدواج با او چقدر دلش را شکسته است.

دورش را خط کشیده بود و چه راحت او را فراموش کرده بود؛ برخلاف خواهرم. نامزد قبلی‌اش حالا با کس دیگری نامزد شده بود.

خواهرم دیگر او را اینجا نمی‌دید. با اینکه خودش کم‌سن بود، با این مرد مسن ازدواج کرده بود. هم خیلی غمگین و هم خیلی عاشق‌مسلک بود و بیشتر به گذشته‌هایش فکر می‌کرد.

نمی‌توانست حرف دلش را به شوهرش بگوید، چون می‌ترسید دعوایشان شود. درست است که خواهرم غمگین بود، ولی به دیدنش نرفتم.

دانلود pdf کتاب شیر فروش

در ادامه می‌توانید نسبت به دانلود کامل کتاب شیر فروش به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.

دانلود pdf کتاب شیر فروش

مشخصات کتاب شیر فروش

مشخصات
نویسنده آنا برنز
مترجم سونیا سینگ
شابک 9789644531330
ناشر مجید
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
جوایز ادبی من بوکر
تعداد صفحه 376
تعداد جلد 1
وزن 450 گرم

نظرات کتاب شیر فروش

  • مجتبی مودی مجتبی مودی

    برای دوستم سفارش دادم اون خیلی اهل کتابه تحقیق میکنه می‌خره بدون تحقیق هیچ کتابی رو نمیخونه

  • مژگان خوش طلعت مژگان خوش طلعت

    فونت خوبی داره ورقاش بالکی است سبکه ترجمه متوسطه ولی داستان برای من خوشتیند نبود اولا یکنواخته هیجان و فراز و نشیب نداره و اینکه گنگه هی وسط ی موضوع ی داستان دیگه میگه بعد دوباره برمیگرده سر داستان قبل آدم رشته از دستش در میره معمولیه در کل

  • کاربر کاربر

    داستانش خیلی جالبه پیشنهاد میکنم بخونید

  • یاسمن باستانی یاسمن باستانی

    قیمتش نسبت به بیرون بهتره،کاملا سالم و تمیز،هنوز فرصت مطالعش رو پیدا نکردم ولی تعریف در مورد این کتاب زیاد شنیدم

  • کاربر کاربر

    محتوای داستان خوب بود اما متاسفانه روان نبود آدمو گیج میکرد

  • لعیا عامری اختیارآبادی لعیا عامری اختیارآبادی

    محتوای کتاب جذاب بود،چند تا کتاب فروشی گشته بودم و پیدا نکرده بودم،اینجا پیدا کردم و سفارش دادم، اما تاحالا ندیده بودم قیمت کتاب رو عوض کنن جایی،قیمت خط خورده بود و روش برچسب جدید زده بودن... درکل راضی بودم ممنون.

  • توتیا جمشاسب توتیا جمشاسب

    عالیه پیشنهاد می کنم بخرید. در حال خوندنشم و همون جوریه که تعریفش رو شنیده بودم

  • کاربر کاربر

    عالی

  • کاربر کاربر

    تعریف این کتاب رو زیاد شنیدم به دستم رسیده و از لحاظ ظاهری سالمه اما هنوز نخوندمش

  • کاربر کاربر

    کتاب سالم و تمیز رسید ولی هنوز نخوندم ولی صفحات ابتدایی فعلا خوبه

  • بهاره زارع بهاره زارع

    رمان خوب با ترجمه خوب. برنده جایزه ادبی من بوکر سال 2018

  • عاطفه آزادی عاطفه آزادی

    قیمت کتابای وقتی تخفیف داره عالیه

  • فاطمه بهارلو فاطمه بهارلو

    سلامت به دستم رسید ممنونم از بهترین رمان هاست گرچه کتاب سلیقه اس

  • محمدحسین متقیان محمدحسین متقیان

    کتاب نو و دست نخورده بود

  • محمد شکرلیان محمد شکرلیان

    قیمت خوب

  • کاربر کاربر

    کتاب خوبی بود

  • رسول عظیمی رسول عظیمی

    کتاب بدی نبود توصیه میکنم بخونید

  • کاربر کاربر

    زیاد باهاش ارتباط برقرار نکردم

  • علی آهنگر دارابی علی آهنگر دارابی

    داستان جالبی داره

  • سیدرضا اسماعیلی سیدرضا اسماعیلی

    چاپ و محتوا عالي

  • عکس خوانده نمی‌شود

    خرید کتاب شیر فروش