دسته دلقک ها اثر لوئی فردینان سلین

معرفی و دانلود کتاب دسته دلقک ها اثر لوئی فردینان سلین رایگان به همراه خلاصه کتاب

لویی فردینان سلین باری دیگر کتابی متفاوت را به پیشگاه خوانندگان عرضه کرده است که دسته دلقک‌ها نام دارد و صفاتی نظیر ریا، دروغ و دزدی در آن موج می‌زند. نویسنده در اثر مذکور یک فضای تاریک و سیاه را با لحنی طنز به تصویر کشیده است و آدم‌هایی که از جنگ فراری هستند را به یک دسته دلقک تشبیه کرده است که علاوه بر مخفی کردن اعمالشان، قصد دارند از هرج‌ومرج به وجود آمده در نتیجه جنگ، سوءاستفاده نمایند.

اگر آثار دیگر سلین را مطالعه کرده باشید به یاد خواهید آورد که آثار و زخم‌های جنگ در آن نیز مشهود است زیرا او دو جنگ جهانی را از نزدیک شاهدش بوده است و رسالت خود می‌دانسته که این تجارب را به روی کاغذ بیاورد. قصه کتاب اختصاص به افرادی از قبیل قاتل‌ها، دزدها و شرخرها دارد که از همه، حتی خودشان نیز فراری هستند و کارهای نادرستشان باعث وقوع اتفاقاتی می‌شود که درون‌مایه اصلی اثر را تشکیل می‌دهد. با ذکر این نکته که نوع روایت مولف به گونه‌ای است که شاید در ابتدا برای مخاطبان زیاد جذاب به نظر نرسد، لذا باید کمی صبر و حوصله به خرج داد، اما در ادامه مطمئناً کشش نوشته بیشتر و بیشتر خواهد شد تا جایی که زمین گذاشتن کتاب برای هر خواننده‌ای کار آسانی نخواهد بود.

درباره لویی فردینان

لویی فردینان آگوست دستوشه با نام مستعار لویی فردینان سلین، پزشک و نویسنده فرانسوی بود که در روز ۲۷ می ۱۸۹۴ به دنیا آمد. او که در خانواده‌ای فقیر بزرگ شده بود، پس از پایان تحصیلات و امتحان کردن مشاغل گوناگون، وارد ارتش فرانسه شد. تحصیل در رشته پزشکی تصمیمی بود که بعد از پایان دوران خدمتش در ارتش گرفت و پس از مهاجرت به آمریکا و سپس بازگشت به فرانسه، به مداوای افراد فقیر می‌پرداخت. سلین سرانجام در تاریخ ۱ جولای سال ۱۹۶۱ دار فانی را وداع گفت.

کتاب مناسب چه افرادی است؟

به طرفداران آثار اجتماعی با درون‌مایه سیاسی و اخلاقی، کتاب پیش‌رو پیشنهاد می‌گردد.

فهرست مطالب

دسته دلقک‌ها در حال حاضر به همت انتشارات مرکز در قالب یک نسخه ۳۲۰ صفحه‌ای با ترجمه مهدی سحابی به چاپ رسیده و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

بریده‌هایی از کتاب

یک کمی این‌ور آن‌ور را نگاه می‌کنم... که آژان ماژانی نزدیک‌ها نباشد... چه‌جور خانه‌ای‌ست خانه یارو؟... «تیتوس وان کلابن»... نگاه می‌کنم که قیافه مشکوکی نبینم... خوب خلوت و ساکت است... اطمینان‌بخش... سه چار نفری پای در خوش‌خوشک گپ می‌زنند... حتماً مشتری‌اند... منتظر نوبت‌شان... توی پارک بچه‌ها برای خودشان جست‌وخیز می‌کنند، می‌دوند این طرف آن طرف، لای درخت‌ها همدیگر را دنبال می‌کنند... خلاصه وضع عادی‌ست... وانگهی هوا هم خوب است... آفتاب درخشان، تقریباً گرم... همچو چیزی وسط‌های بهار توی لندن نادر است... از پنجره‌های بازِ طبقه دوم صدای بورو را می‌شنوم که دارد پیانو می‌زند... یک ترانه... خودش است!... می‌شناسم شیوه زدنش را، آهنگ‌هاش را، فکر نکنم اشتباه کنم!... خودش است بی‌ناموس!... توی دلم می‌گویم: «شانس آوردم!... پشت پیانوست!... می‌توانست پشت میله‌های زندان باشد!...»

دیگر داشتم خل می‌شدم از بس از این محله می‌رفتم آن محله... روز و شب! بدجوری خسته شده بودم، یک‌جور خستگی غم‌آلود!... البته نه آن‌جور داغان مثل سربازی!... امّا به هر حال شبیهش... خلاصه از رمق افتاده... بعد هم از بس اینجا و آنجا روی تخت‌های سفت کپیده بودم بازوم یک دردی می‌کرد که نگو!... بعد هم چنان وزوزی توی گوش‌هام که چشم‌هام بی‌اختیار بسته می‌شد، بس که صداش تیز و زجرآور بود... وحشتناک است زندگی آدم علیل... ته کشیدن امکانات مالی هم که از بد بدتر... موجب می‌شود که فکرهای خیلی بد خشونت‌آمیزی بزند سر آدم... امّا باز همه این‌ها بهتر از جنگ و مردن بود! اگر دوباره مجبورم می‌کردند بروم!... آن‌طوری که آن سگ‌پدر حرفش را می‌زد کاملاً امکانش بود!... اگر به آن صورتی که او می‌گفت کنسولگری دنبالم بود؟... که کف‌گیر ته دیگشان خورده بود و هرکی را که گیر می‌آوردند می‌فرستادند جبهه؟... بخت یارم بود که علیرغم همه اینها هنوز برای خودم راست‌راست می‌گشتم... فعلاً که قِصِر در رفته بودم... یک در هزار شانسم زده بود که لندن بودم... تعریف می‌کنم که چطور شد... عجیب شانس آورده بودم!... اقبال استثنایی!... تقدیر که یک‌دفعه زیر و رو شد!... باورنکردنی که چطور ورق برگشت!... کاسکاد، باید این را واقعاً بگویم، چه نعمتی بود برای من!... همه‌ش هم از دولت سر رائول کوچکه!... طفلکی خودش! چه بدبیاری گهی!... این را هم تعریف می‌کنم!...

خلاصه، نباید به سرنوشت پشت کرد!... من که بلیتم برده بود و چه‌جور هم!... بقیه جوان‌های مثل من بی‌ریخت بود وضعشان! داشتند یک جایی طرف‌های «آرتوا» سوراخ می‌کردند برای خودشان!... آنجا یا یک جای دیگر!... هنگ شانزدهِ سنگین!... واحدهای «بُرد»... بعضی‌هاشان حتماً منتقل شده بودند جاهای دیگر... «پیاده»، توی سنگرها... له، رنده‌شده توی خاک و خل... از هر دوازده ساعتی ده ساعتش زیر بمباران! به سلامتی! بله که جای من توی لندن بهتر بود! باید قبول کرد!... خانه خاله!... حتی در موقعیت‌های بحرانی!... نه، نباید شل می‌آمدم!... باید خوب مواظب بودم!... هزار جور احتیاط!... باید خوب هوای خودم را داشتم! همین وضع را می‌چسبیدم و ول نمی‌کردم! دوستانی که داشتم البته خیلی برازنده نبودند، شکی نیست، امّا برای من حکم خانواده‌ای را داشتند که پشتم به‌اشان گرم بود... چون سفارش شده بودم و طفلکی رائول معرفی‌م کرده بود درجا ازم با آغوش باز استقبال کردند... فقط همین دفعه!... بعدِ یکی دوتا مسأله جزئی... بعدش هم ترقه «دینگبی!»... یک کمی ولم کرده بودند به امان خدا!... که خُب طبیعی بود!... حالا دیگر باید برمی‌گشتم و بااشان آشتی می‌کردم... از طریق بورو مطمئناً می‌توانستم پیداشان کنم!... خُب دیگر، رسیده بودم جلوی در «وان کلابن تیتوس»... لحظه‌ای بود که باید تصمیم می‌گرفتم... زنگ زدم... کوبیدم به در... هیچ جوابی نیامد... دوباره زدم... باز هم...

دانلود کتاب دسته دلقک ها

در ادامه می‌توانید نسبت به دانلود کامل کتاب دسته دلقک ها به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.

دانلود pdf کتاب دسته دلقک ها

مشخصات کتاب دسته دلقک ها

مشخصات
نویسنده لویی فردینان سلین
مترجم مهدی سحابی
شابک 9789643059484
ناشر نشر مرکز
موضوع رمان خارجی
قطع رقعی
نوع جلد سلفون
گروه سنی بزرگسال
تعداد صفحه 320
تعداد جلد 1
وزن 526 گرم

نظرات کتاب دسته دلقک ها

  • کاربر کاربر

    به جرئت میشه گفت یکی از بهترین کتاب های سلین هستش که البته قبل از خوندنش باید کتاب مرگ قسطی و بخونین چون این کتاب ادامه مرگ قسطی هست. نحوه نگارش و طنز داستان بسیار گزنده است و درون مایه تیره رنگی داره .بعضی قسمت های کتاب یک مقدار گیج کننده میشه.روایت مربوط به جنگ جهانی اول و اتفاقات مربوط به اون در پایین شهر های لندن هستش.البته ترجمه اقای مهدی سحابی هم بی نظیره.به شخصه به کسایی که علاقه فراوانی به ادبیات فرانسه دارن پیشنهاد میکنم.و اینکه از خوندنش پشیمون نمیشین.

  • الما پور الما پور

    کتاب خیلی خوبیه. کلا سبک این نویسنده کمدی دیوانه وار و تلخه... اگر کتاب مرگ قسطی از همین نویسنده رو خوندید این ادامه اش هست.اما بدون خوندن اون هم متوجه روند داستان میشید ... من این کتابو از مرگ قسطیش هم بیشتر دوست داشتم .چند صفحه اول کتاب مقدمه از خود ِنویسنده هست که مفرح و دل نشینه

  • کاربر کاربر

    قیمت روی جلد ۶۳ تومن هست و اصلا تخفیفی داده نشده

  • کاربر کاربر

    بنظرم قبلش باید قصر به قصر و مرگ قسطی رو از همین نویسنده بخونید و بعد دسته دلقک ها رو بخونید

  • کاربر کاربر

    بدلیل قیمت پایین کتاب در نسبت به بازار و سایر سایت های کتاب من حقیقتش شک کرده بودم و احتمال میدادم کتابی که تحویل میگیرم دچار مشکل چاپ یا صحافی باشه ولی واقعا کتابی که تحویل گرفتم هم از نظر چاپ هم صحافی عاااااااالی بود. ممنوووووون از

  • کاربر کاربر

    اگر صرفا میخواید مجموعه آثار سلین رو داشته باشین، این کتاب رو بخرید در غیر این‌صورت چیزی رو از دست ندادید، ترجمه کتاب بسیار بده و نتونسته شیوه نوشتاری سلین رو حفظ کنه و خواننده رو گمراه‌تر می‌کنه.

  • امید موثقی امید موثقی

    سلام سلین نیازی به معرفی نداره کیفیت فیزیکی کتاب مطلوب هست تخفیف بسیار خوبی هم خورده و کاملا مقرون به صرفه ست دو روز زودتر کالارو بدستم رسوند و کلی خوشحال ترم کردممنون بابت خوش قولی و تخفیف خوب فروشنده بسته بندی هم عالی بود

  • علیرضا زمانی علیرضا زمانی

    جلد گالینگور ضخیم و کاغذ بالکی سبک داشت

  • مریم نصیری مریم نصیری

    یکی از سه‌گانه های سلین

  • کاربر کاربر

    کتابی فوق العاده برای اهل کتاب و تفکر

  • مهسا اسدپور تبریزی نژاد مهسا اسدپور تبریزی نژاد

    به خاطر نویسنده و تخفیف خوب دیجی خریدم

  • مهسا علی میرزایی مهسا علی میرزایی

    کتاب خوب دیگری از سلین بزرگ

  • کاربر کاربر

    حتما پیشنهاد میشه

  • کاربر کاربر

    خیلی خوب بود پیشنهاد میشه

  • شعله لشکری شعله لشکری

    کتاب سلیقه‌ای هست . من کادو گرفتم.

  • عکس خوانده نمی‌شود

    خرید کتاب دسته دلقک ها