معرفی و دانلود کتاب رودین اثر ایوان تورگنیف رایگان به همراه خلاصه کتاب
- نویسنده: ایوان تورگنیف
- مترجم: م ه شفیعیها
- ناشر: نشر ماهی
- گروه سنی: بزرگسال
- تعداد صفحه: 167
- سال انتشار: 1856 میلادی
- افتخارات: -
رودین بهعنوان اولین اثر نویسنده معروف روس، ایوان تورگنیف، از شخصیتی در ظاهر عادی سخن به میان میآورد که برخلاف توانمندیهایش از قبیل هنر کلام و تحصیلات عالیه، شوقی برای عملگرایی ندارد و در زندگیاش دچار یک سرخوردگی است که دلایل اصلیاش مشخص نیستند. آغازگر قصه، مهمانیای است که بنابر رسمی که در روسیه آن زمان بوده است، در یکی از روستاها مجلسی با میزبانی یک زن جوان یا میانسال برگزار میشود و مهمانان که بیشتر از طبقه اشرافیت هستند، در مورد موضوعاتی نظیر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به گفتوگو مینشینند.
رودین با حضور در این مراسم و شرکت در بحثها خودش را بر سر زبانها میاندازد و پیروز شدنش در مباحث مطرحشده موجب میشود یک بیوهزن با سه فرزند، به او اجازه دهد که در منزلش زندگی کند. عاشق شدن رودین در خانه مذکور باعث پرده برداشته شدن از دیگر زوایای شخصیتی او میشود که تا به اینجا برای خواننده پنهان بود و حالا قصه رنگ و بوی دیگری میگیرد.
مؤلف مشخص است که علاوه بر روایت داستانش قصد دارد با پرداختن به خصیصههای شخصیت اصلی داستانش، از روشنفکران رادیکالی که در جامعه آن روز روسیه میزیستند و ابتکار عمل را به دست گرفته بودند، بگوید و تفکر حاکم بر جامعه را مورد نقد قرار دهد؛ لذا به زیبایی، توسط نمادها، شخصیتپردازیها و بهرهگیری از زبان شیوا و ساده، کتابش را به اثری فاخر مبدل ساخته است.
ایوان سرگئییویچ تورگنیف نویسنده و شاعر روس بود که در روز ۹ نوامبر سال ۱۸۱۸ در استان اریول این کشور متولد شد. تورگنیف همیشه در نوشتههایش از تفکر طبقه روشنفکر جامعه روسی سخن گفته و از دهقانان روس تصویری رئال را در مقابل خوانندگان آثارش قرار داده است و میتوان گفت کشورهای غربی توسط نوشتههای او با ادبیات روسیه آشنا شدند. این شخصیت مطرح سرانجام در ۳ سپتامبر سال ۱۸۸۳ در نزدیکی پاریس دار فانی را وداع گفت.
به دوستداران ادبیات روسیه، بهویژه رمانهای کلاسیک، توصیه میشود کتاب معرفیشده را در لیست مطالعاتیشان قرار دهند.
رودین به واسطه پرمخاطب بودنش در ایران توسط این ناشرین به چاپ رسیده است: ماهی با ترجمه محمدعلی شفیعیها در ۱۶۸ صفحه، علمی و فرهنگی با همین مترجم در ۲۳۸ صفحه، فر مهر با برگردان آلک قازاریان در ۱۸۷ صفحه، جامی در ۲۰۰ صفحه با ترجمه روان از فریدون بدرهای، نگاه با ترجمه آلک قازاریان در ۲۲۴ صفحه، و اساطیر با ترجمه آلک قازاریان در ۲۲۹ صفحه.
پیگاسوف باز با صدای نازک و تودماغی پرسید: اجازه میفرمایید بپرسم این آشنای شما، آقای بارون موفل... مثل اینکه باید اینطور ایشان را نام ببرم؟ نه؟
درست است.
آقای بارون موفل کارشناس اقتصاد سیاسی است یا اینکه همینطور ساعات فراغتی را که بعد از تفریحات در میان طبقات عالیه و ساعات کارشان باقی میماند، صرف این کار میکند؟
رودین خیره به پیگاسوف نگاه کرد، اندکی سرخ شد و جواب داد: بارون از سر تفنن به این کار میپردازد. ولی در مقاله او مطالب منصفانه و دقیق بسیاری به چشم میخورد.
من چون از مفاد آن اطلاعی ندارم نمیتوانم اظهار نظر کنم... ولی جسارت کرده میپرسم حتماً نوشته دوست شما بیشتر حاوی بحثهای کلی است، نه واقعیات ملموس؟
در آن هم واقعیات هست و هم مباحثی که متکی بر واقعیات است.
پس اینطور، پس اینطور. عرض کنم، به عقیده من و... بنده گاهی هم میتوانم در موقع خودش حرف خودم را بزنم. من سه سال در دِرپت جان کندهام... به عقیده من، همه این چیزهایی که بحثهای کلی، فرضیه، سیستم... نامیده میشوند، مرا ببخشید که شهرستانیام و حقایق را صریح توی چشم میگویم، به هیچ دردی نمیخورند. تمام اینها فضلفروشی و فقط برای تحمیق مردم است. آقایان، صاف و پوستکنده حقایق را به ما بگویید و بقیهاش مال خودتان.
رودین گفت: واقعاً همینطور است! ولی خوب، معنای حقایق را هم باید گفت.
پیگاسوف ادامه داد و گفت: بحثهای کلی! این بحثهای کلی قاتل مطالعات و نتیجهگیریهای من هستند! تماماً هم بر اساس بهاصطلاح معتقدات نهاده شدهاند. هر کسی از معتقدات خودش دم میزند و خواستار آن است که دیگران به آنها احترام بگذارند. های و هوی درباره آنها راه میاندازد! آخ!
پیگاسوف مشت گرهکردهاش را در هوا تکان داد. پاندالفسکی خندید.
رودین گفت: بسیار خوب! معلوم میشود که به نظر شما اصولاً معتقداتی وجود ندارد.
نه، وجود ندارد.
شما به این نظر خودتان عقیده دارید؟
بله.
پس چطور میفرمایید معتقداتی نیست؟ بفرمایید، همین یکی خودش دلیل بر این است که معتقداتی هست... همه زدند زیر خنده و به هم نگاه کردند.
پیگاسوف دوباره شروع به صحبت کرد و گفت: معهذا اجازه بفرمایید، اجازه بفرمایید... ولی داریا مجال نداد و کفزنان بانگ زد: «آفرین! آفرین! پیگاسوف شکست خورد، دیگر شکست خورد.» و خیلی آهسته کلاه را از دست رودین بیرون کشید.
صبح روز بعد رودین تازه لباس پوشیده بود که مستخدم داریا میخایلوونا وارد شد و از طرف او خواهش کرد که لطف فرموده برای صرف چای به اتاق کار خانم تشریف ببرد. رودین او را در اتاقش تنها یافت. داریا سلام گرمی با او کرد، جویا شد که شب را خوب خوابیده است یا نه، و خودش یک فنجان چای برایش ریخت و حتی سؤال کرد قند به قدر کافی برداشته یا نه، و یکی دو بار هم تکرار کرد که خیلی متعجب است که تا به حال با او آشنا نشده بوده است.
رودین ابتدا کمی دورتر نشست، ولی داریا صندلی کوچکی را که نزدیک صندلی خودش بود به او نشان داد و کمی بهطرف رودین خم شد و شروع کرد از خانواده او، برنامهها و تصمیماتش پرسیدن. داریا با بیتوجهی حرف میزد و با پریشانحواسی گوش میداد. ولی رودین بهخوبی میفهمید که داریا دارد با او مغازله میکند و حتی کم مانده است که تملقش را بگوید. او این دیدار صبحگاهی را بیجهت ترتیب نداده بود! بیجهت نبود که لباس ساده ولی مرتبی پوشیده بود.
طولی نکشید که داریا پرسش را کنار گذاشت و شروع کرد از خودش، از جوانیاش و از اشخاصی که با آنها آشنایی داشته است صحبت کردن. رودین با ملاطفت به پرچانگیهای خانم گوش میداد و متوجه نکته عجیبی شده بود: داریا از هر که صحبت میکرد، خودش، تنها خودش، محور و مقصد اصلی بود و شخصی که از او صحبت میشد، تدریجاً محو میشد و از بین میرفت.
درعوض رودین کاملاً مطلع شد که خانم دقیقاً به فلان شخص عالیمقام چه گفته و چه تأثیری روی بهمان شاعر عالیقدر داشته است.
از فحوای کلام او میشد حدس زد که یگانه آرزوی اشخاص سرشناس بیست و پنج سال اخیر فقط و فقط ملاقات با او و دریافت الطاف و مراحمش بوده است. خیلی ساده و بدون شوق و تجلیل از آنها صحبت میکرد. مثل اشخاص خودمانی آنها را عجیب و غریب میخواند و طوری معرفیشان میکرد که گویی همه آنها طوقههای گرانبهایی بودند که نامشان به گرد یک نام اصلی زینت یافته و میدرخشید و آن نام هم داریا میخایلوونا بود.
در ادامه میتوانید نسبت به دانلود کامل کتاب رودین به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.
دانلود pdf کتاب رودین| نویسنده | ایوان تورگنیف |
| مترجم | م. هـ. شفیعیها |
| شابک | 9789642090853 |
| ناشر | ماهی |
| موضوع | داستان کوتاه خارجی |
| قطع | رقعی |
| نوع جلد | شومیز |
| تعداد صفحه | 167 |
| تعداد جلد | 1 |
| وزن | 199 گرم |
در رابطه با محتوای کتاب باید بگم اتفاقات زیادی درون داستان وجود نداره و ممکنه هر کسی رو برای خوندنش جذب نکنه اما برای کسانی که به ادبیات روسیه و آثار کلاسیک علاقه مند هستند، بسیار کتاب خواندنی ، آموزنده و خوبیه و ترجمه روانی هم داره اما کتاب سالم بدستم نرسید و جلدش به شدت تا خورده بود و این برای منی که روی کتابام حساسم خیلی آزار دهندست
کتاب فوق العاده ایه فقط توی دیجی ازین کتاب ۲تا کتاب موجود بود من این گرفتم ک گرون تره ب هوا این ک صفحاتش سفید باشه چون رنگ زردش برا منی ک چشمام عمل کردم یکم اذیت کننده بود ب این نکته توجه کنید .ولی در مورد داستان کتاب باید بگم ک عالی بود
به پیشنهاد آقای مدیری کتاب را تهیه کردم و عالی بود
یکی از بهترینهای تورگینف
عالی بود ممنونم
بسیار عالی
یک اثر معرکه دیگر از ادبیات روس ها و اینبار تورگنیف ممکنه خیلی شبیه به زندگی خیلی هامون باشه ،شاید جز پایان هیروییک و قهرمانانهاش!! یکم حواسمون به اینکه عقده هامون به کجا میبرنمون باشه
با توجه به گران شدن کتابها جای تشکر دارد که تخفیف میگذارید و فرهنگ کتابخوانی رو با این کار ترویج میدهید
عالی بود پیشنهاد میکنم
من چون پدران و پسرانه تورگنیف رو خونده بودم و دوست داشتم این کتابشم رو هم خریدم
راستش به رمان های گفتگو محور علاقه ای ندارم و در صفحه های اول کنار گذاشتمش
سالم و تمیز به دستم رسید
کتاب سالم بدستم رسید ممنون از
در بسته بندی خوب بدستم رسید
عالی بود
سالم بدستم رسید. بعد از اینکه در مورد محتوا فکر کردم، صرفا در مورد نوع نگارش چند خطی به نظرم اضافه خواهم کرد. چرا که محتوای چندین صفحه کتاب با کامنت نمیشه به بقیه گفته بشه.
به عنوان داستان روسی، انتظار اتفاقات شورانگیز بیشتری داشتم، اما داستان کتاب آروم و کوتاه و بدون اتفاقات هیجان انگیز بود. برای کسانیکه به داستان های روسی علاقه دارن پیشنهاد میکنم اما برای من برای یکبار خوندن کافی بود. در مقایسه با کتاب هایی مثل برادران کارامازوف، دزیره، آناکارنینا، خب خیلی ضعیف تر بود که با توجه به حجم کم کتاب هم فکر کنم همینو باید انتظار داشت..
کتاب قشنگی بود .
بد نبود
امیدوارم کتاب خوبی باشه