در کوه های کردستان اثر آرام هایکاز

معرفی و دانلود کتاب در کوه های کردستان اثر آرام هایکاز رایگان به همراه خلاصه کتاب

کتاب در فاصله دو نقطه، زندگینامه نقاش مطرح ایرانی، «ایران درودی» است که به قلم خودش به رشته تحریر درآمده است. درودی که متولد سال ۱۳۱۵ در نیشابور در یک خانواده اشرافی و فرهنگ‌دوست می‌باشد، به دلیل حضورش از همان کودکی که در دامان طبیعت و آشنا شدنش با رنگ‌ها، نقاشی و عشق، برای تحصیل در رشته نقاشی راهی اروپا گردید. آشنا شدن با شخصیت‌های بزرگی نظیر سالوادور دالی که دیداری از نزدیک هم با وی داشت و البته همسر آینده‌اش، زندگی او را رنگ و بوی دیگری بخشید و در هنگام بازگشتش به ایران پس از ازدواجش، نقاشی را به عنوان حرفه اصلی‌اش در پیش گرفت.

درودی از همان ابتدا دست به طراحی آثاری می‌زد که هر بیننده‌ای با مشاهده‌اش پی به بزرگی ایران و تاریخش می‌برد و همنشینی با بزرگانی از قبیل احمد شاملو که بی‌تردید و روحیه و دیدگاهش تأثیر گذاشته بودند، باعث می‌شد روزبه‌روز آثارش پخته‌تر شده و در نقطه اوج کارنامه‌اش قرار گیرند. درودی در «فاصله دو نقطه» همین روزها، لحظه‌ها و سال‌ها را روایت کرده است که چگونگی کودکی را پشت سر گذاشت و وارد برهه نوجوانی شد و سپس تحصیل در اروپا را آغاز نموده و در ادامه راه طعم عشق و ازدواج را چشید.

بیان خاطرات زیبا با نثری جالب از نقاشی‌ها، رفاقت‌ها و دوستی‌هایی که در مسیر گذران زندگی تجربه کرده بود هم بخش دیگری از نوشته‌اش را تشکیل می‌دهند. مصور بودن صفحاتی از کتاب که مرتبط با موضوعات مطرح شده، تصاویری از تابلوهای نقاشی مؤلف در مقابل دیدگان مخاطب قرار گرفته‌اند، نقطه عطف دیگری از اثر معرفی‌شده مذکور می‌باشند.

درباره نویسنده

ایران درودی، نقاش برجسته ایرانی بود که در ۱۱ شهریور سال ۱۳۱۵ در مشهد دیده به جهان گشود. او که علاوه بر نویسندگی، از اساتید دانشگاه رشته تاریخ هنر و نویسندگان و کارگردانان مشهور ایران نیز می‌باشد، از نظر سالوادور دالی، هنرمندی با ذوق و استعداد بی‌نهایت بود و در دوره‌ای به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت. درودی سرانجام پس از یک دوره بیماری در ۷ آبان سال ۱۴۰۰ درگذشت.

کتاب مناسب چه افرادی است؟

به علاقه‌مندان به کتاب‌های اتوبیوگرافی و همچنین دوستداران ایران درودی توصیه می‌شود «در فاصله دو نقطه» را برای مطالعه در لیست کتاب‌هایشان قرار دهند.

فهرست مطالب

کتاب پیش رو هم‌اکنون در بازار به همت نشر نی در یک نسخه ۲۸۸ صفحه‌ای به چاپ رسیده و در اختیار عموم علاقه‌مندان قرار گرفته است.

بریده‌هایی از کتاب

به نام خدا

نخستین نقطه

آیا این جهان هستی در مسیر نامساوی منشور دیدگان متفاوت به نظر می‌آید؟!

نخستین نگاه من با چشمان لوچی بود که زوایای دید آن هرگز مساوی نخواهند شد!

ولی امروز می‌دانم که انسان‌ها آنچه را مهم است از مسیر منشور دیدگان نمی‌نگرند بلکه با چشم دل لمس می‌کنند.

من سه‌شنبه ۱۱ شهریور ماه سال ۱۳۱۵ شب هنگام در خانه‌ی بزرگ اجدادی در شهر مشهد به دنیا آمدم.

از مادر سخت زاده شدم. قابله‌ای که به مدت چهل و هشت ساعت درگیر این تولد کند و دردناک شده بود، آن‌چنان از جان خودش مایه گذاشت و عرق ریخت که دچار سینه‌پهلوی شدیدی شد و چند روز بعد از تولد من چشم از جهان فرو بست.

خانواده‌ی پدری نسل در نسل از بازرگانان صاحب‌نام خراسان بودند و خانواده‌ی مادری از بازرگانان قفقاز که در اوایل انقلاب روسیه به ایران مهاجرت کرده بودند. این دو خانواده همسایه بودند؛ یکی سر کوچه‌ی قنسولگری و دیگری در انتهای همین کوچه.

روابط این دو خانواده به خاطر تفاوت فرهنگ‌ها و سنت‌ها چندان حسنه نبود.

خانواده‌ی مادری پایبند اصول سنتی و رسم و رسوم قدیم ایرانی و خانواده‌ی پدری فرنگی‌مآب و به خود غره.

در خانواده‌ی پدری از آنجا که نامادری پدر روس و یکی از زن‌عموها آلمانی بودند و افراد خانواده تحصیل‌کرده‌ی فرنگ، رسم و رسوم اروپایی و تشریفات اعیاد مسیحی اجرا می‌شد. خانواده‌ی مادری تمام اعیاد و سوگواری‌های اسلامی را با تشریفات کامل، از روضه‌خوانی گرفته تا پختن شله‌زرد نذری با شربت بیدمشک برگزار می‌کردند.

پدربزرگ مادری به ایرانی‌الاصل بودنش می‌بالید و با لهجه‌ی غلیظ ترکی برای ما اشعار حافظ و سعدی می‌خواند و قصه‌ی رستم و افراسیاب نقل می‌کرد. خانواده‌ی پدری با فخر و تکبر از «گوته»، «تولستوی» و چخوف صحبت می‌کردند و اگر فرصتی دست می‌داد، از جهیزیه‌ی مادر که به رسم ترک‌ها، هاون و کاسه‌ی حمام در آن هم فراموش نشده بود و یا از لهجه‌ی ترکی پدربزرگم با تمسخر یاد می‌کردند و تا اشک از چشمان مادر سرازیر نمی‌شد، رهایش نمی‌کردند.

با این همه احترام به بزرگ خانواده و رعایت کوچک و بزرگ و پایبند بودن به مراسم نوروز با اختلاف کمی در هر دو خانواده به‌طور یکسان مراعات می‌شد. عید نوروز فرصتی بود برای ملاقات این دو خانواده که هیچ‌وقت هم بی‌ماجرا نمی‌گذشت. خانواده‌ی پدری با طنز گزنده‌ای ترک‌ها را به یاد انتقاد می‌گرفتند، ولی خانواده‌ی مادری با بردباری و متانت از این مسائل می‌گذشتند و عکس‌العملی نشان نمی‌دادند.

به هنگام تولد من هفت سال از وصلت این دو خانواده می‌گذشت. در این فاصله، دگرگونی‌های زیادی در خانواده‌ی پدری رخ داده بود. مادر پدرم در تلخکامی جان سپرده بود و پدربزرگ، پس از سال‌ها دوری از وطن با همسر بسیار زیبایی از اهالی مسکو و فرزندانش به ایران بازگشته بودند. پدربزرگ پنج پسر داشت که پدرم (علینقی) فرزند ارشد او بود.

ما در منزل پدربزرگ و همسر روس او با سایر عموها و همسران و فرزندانشان زندگی می‌کردیم. این خانه‌ی بسیار بزرگ با زیرزمین‌های متعدد و انبارهای ... و هم انگیزش ارثی بود که از چند نسل پیش از مجد پدر به جای مانده بود.

اما در آن هنگام اثاثیه مادربزرگ خراسانی و جهیزیه‌ی مادر در زیرزمین‌ها تار عنکبوت بسته بود و به تاراج خدم و حشم می‌رفت.

افسانه‌ی زندگی مادربزرگ خراسانی را که از اقتدار و نفوذش در خطه خراسان قصه‌ها شنیده بودم، همه می‌دانستند. دایه‌ی پیرم، ننه علی، پایان داستان زندگی غم‌انگیز او و ازدواج مادر را شب‌ها برایم چنین می‌گفت:

مادربزرگ دختر بالیاقت حکمران خراسان سخت عاشق و دلباخته‌ی همسری است که سال‌ها پیش او را ترک گفته و با زنی زیبا رو در مسکو ازدواج کرده است. سه پسرش نیز برای تحصیل در روسیه و آلمان به سر می‌برند. عاشق خاکسترنشین با غم عشق از دست‌رفته سال‌های سال در انتظار واهی بازگشت همسر فراموشکار در این خانه‌ی بزرگ تنها زندگی می‌کند. و با سربلندی و سکوت، سرنوشتی که او را به تنهایی و شکست محکوم کرده بود تاب می‌آورد. هر شب همسایه‌ها و خدمه با شنیدن صدای سوزناک مناجات و نجواي او پر خود می‌لرزند، بی‌آنکه بتوانند تسلایی برای او باشند.

سرانجام پدرم پس از پایان تحصیل برای دیدار مادرش به ایران بازمی‌گردد. زن درد فراق‌کشیده از بیم اینکه فرزند بار دیگر هوای دیار فرنگ کند و به پدر بپیوندد، درصدد برمی‌آید که با برگزیدن همسری برای او به‌اصطلاح او را پایبند سازد. او کسانی را به منازل نجبا و اشراف گسیل می‌دارد تا دختری سرخ و سفید و موت طلایی در خانواده‌های سرشناس مشهد بیابند.

خبر می‌آورند که دختر همسایه دارای مشخصات اعلام‌شده است، گذشته از این خانواده‌ی او اهل قره‌باغ‌اند و به جای مخده بر روی مبل می‌نشینند، دختر خانم پیانو می‌نوازد و آن‌چنان زیباست که او را برای ایفای نقش عروس در حجله‌ی حضرت قاسم در تعزیه‌ی حسینی روز تاسوعا برگزیده‌اند.

مادربزرگ پس از شنیدن این اوصاف نزد خواهر شوهر می‌رود و از او می‌خواهد تا ترتیبی فراهم آورد که پسرش دختران دم‌بخت، از جمله دختری را که اوصافش را خبر آورده‌اند، ببیند. عمه وعده این دیدار را در روضه‌ای که به‌زودی خواهد داشت می‌گذارد.

دانلود pdf کتاب در کوه های کردستان

در ادامه می‌توانید نسبت به دانلود کامل کتاب در کوه های کردستان به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.

دانلود pdf کتاب در کوه های کردستان

مشخصات کتاب در کوه های کردستان

مشخصات
نویسنده آرام هایکاز
مترجم مریم پوراسماعیل
ناشر انتشارات خوانه
شابک 9786229471227
موضوع زندگی‌نامه، کشتار ارامنه، نسل‌کشی
رده‌بندی کتاب زندگی‌نامه و بیوگرافی (آثار کلی)
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
نوع کاغذ بالکی
زبان نوشتار فارسی
چاپ شده در ایران
گروه سنی همه سنین
تعداد جلد ۱
تعداد صفحه ۳۱۲
وزن ۱۹۰ گرم

نظرات کتاب در کوه های کردستان

  • کاربر کاربر

    روایتی جذاب و در عین حال تکان دهنده. خیلی دوست داشتم.

  • عکس خوانده نمی‌شود

    خرید کتاب در کوه های کردستان