معرفی و دانلود کتاب بندها اثر دومنیکو استارنونه رایگان به همراه خلاصه کتاب
- نویسنده: دومنیکو استارنونه
- مترجم: امیرمهدی حقیقت
- ناشر: نشر چشمه
- گروه سنی: بزرگسال
- تعداد صفحه: 155
- سال انتشار: 2014 میلادی
- افتخارات: -
دومنیکو استارنونه در کتاب بسیار زیبایش با عنوان «بندها» از زوجی سخن گفته است که در آستانه جدایی قرار دارند و پس از سالها رابطه عاشقانه، احساس میکنند هماکنون به شرایطی برای جدا کردن مقصدشان رسیدهاند. کتاب پیش رو علاوه بر آنکه مردم و منتقدین را شگفتزده کرده است، توانسته جایزه بهترین کتاب سال ساندی تایمز را نیز از آن خود کند؛ بنابراین مشخص است که با چه اثر فاخری قرار است همنشین باشیم.
مؤلف در کتاب مذکور همزمان که قصهاش را تعریف میکند، شخصیتپردازیهای بیبدیل را در مقابل دیدگان مخاطب قرار داده و جزئیات را بدون ایجاد خستگی در ذهن خواننده، به تصویر میکشد. واندا و آلدو، دو شخصیت اصلی داستان هستند که در سال ۱۹۶۲ علیرغم مخالفتهای خانواده و اطرافیان، با یکدیگر پیوند زناشویی میبندند و با گذر آن روزهای خوش زندگی در کنار هم صاحب دو فرزند به نامهای آنا و اندرو نیز میشوند.
اما اکنون پس از ۱۲ سال احساس میکنند پایههای رابطهشان سست شده و شاید منطقیترین تصمیمی که میتوانند اتخاذ کنند، طلاق باشد؛ ولی موضوع به این راحتیها هم نیست.
استارنونه در کتابش که برای نخستین بار در سال ۲۰۱۷ با خوانندگانش دیدار کرده، پایان را زود لو نمیدهد و باید تا انتها با آن همراه شد تا از تصمیم نهایی زوج مطلع گردید. آیا آنها با مدیریت احساسات خود و شرایط به وجود آمده از این گذرگاه به سلامت عبور میکنند یا تسلیم میشوند و جدایی از یکدیگر را به عنوان بهترین تصمیم و اقدام عملی میسازند؟
به هر حال میبایست با داستانی که توسط یکی از چیرهدستترین نویسندگان معاصر خلق شده است، تا پایان همنشین شد و جواب این سؤال را گرفت.
دومنیکو استارنونه، نویسنده، روزنامهنگار و فیلمنامهنویس ایتالیایی است که در سال ۱۹۴۳ در شهر ناپل این کشور به دنیا آمده است. از او به عنوان یکی از مشهورترین و درخشانترین نویسندگان ایتالیا در عصر حاضر یاد میشود و سابقه همکاری با چند مجله و روزنامه طنز را هم در کارنامه کاریاش دارد.
به دنبالکنندگان آثار ادبیات ایتالیا و همچنین قصههای رئالیستی توصیه میشود مطالعه این کتاب را از دست ندهند.
«بندها» هماکنون به همت دو ناشر با این مشخصات در بازار کتاب موجود است: نشر چشمه با ترجمه امیرمهدی حقیقت در ۱۶۶ صفحه و ورا در ۱۸۸ صفحه با برگردانی از یلدا بلارک.
اگر یادت رفته، آقای عزیز، بگذار یادت بیندازم: من زنت هستم. آن شب اول از همه چشمم به این کلمات افتاد و بیدرنگ پرتاب شدم به دورانی که گذاشتم از خانه رفتم چون عاشق زن دیگری شده بودم. بالای نامه تاریخ داشت: 30 آوریل 1974. چهقدر از آن دوران گذشته. از آن صبح مطبوعی که در آپارتمان ملالآور قدیمیمان در ناپل عاشق شده بودم. شاید باید همین را میگفتم: «واندا، من عاشق شدهم.» اما به جای اینکه رک حرف بزنم، چیزهایی گفتم بیرحمانهتر، مبهم و دور از قاطعیت.
آن روز بچهها مثل سایه همهجای خانه سبز نمیشدند. ساندرو مدرسه بود، آنا مهد کودک. گفتم «واندا، باید یه چیزی رو اعتراف کنم: با یه زن دیگه بودم.» یکه خورد، ماتومبهوت نگاهم کرد. خودم هم از این حرف یکه خوردم. با صدای آهسته گفتم «میتونستم نگم ولی خواستم حقیقت رو گفته باشم.» بعد گفتم «متأسفم، پیش اومد. سرکوب میل و خواسته، عقبموندگیه.»
واندا هر چه از دهانش درآمد نثارم کرد، فریاد زد، به سینهام مشت کوبید. معذرت خواست، دوباره عصبانی شد. البته پیشبینی میکردم که قرار نیست راحت و بیدردسر با موضوع کنار بیاید، ولی چنین واکنشِ پُر از خشمی غافلگیرم کرد.
زن منطقی و خوشذاتی بود، برای همین باورم نمیشد نمیتواند قضیه را هضم کند. برایش مهم نبود که نهاد ازدواج دچار بحران شده، برایش مهم نبود که خانواده در بستر رنجآلود احتضار است و وفاداری فقط فضیلت طبقهی سرمایهدار خُردهپا محسوب میشود. دلش میخواست معجزهای رخ دهد و زندگی مشترکمان استثنا باشد.
میخواست خانوادهی ما سالم و طبیعی بماند. میخواست همیشه به هم وفادار بمانیم. به خاطر این توقعاتش بود که دلسرد و ناامید شد و میخواست بیمعطلی بگویم به خاطر چه جور زنی به او خیانت کردهام. سرم فریاد کشید «خیانت کردهای، آره، اسمش خیانته!» و به او حرفهای زشتی حواله کرد.
امیدوارم که متوجه باشی پایان رابطهی ما، پایان رابطهی تو با «ساندرو» و «آنا» هم هست. جواب ساده است. من هم مادرشان هستم و هم پدرشان، و میخواهم پدرشان بمانم. در عمل نشان دادهای که در زندگی کنونی تو، جایی برای بچهها نیست و میخواهی از قید بچهها رها شوی؛ همانطور که از شر من رها شدی. دقت کن، کی نگران آنها بودهای؟
فاصلهای هست که نمیتوان آن را با کیلومتر یا حتی با سال نوری اندازه گرفت؛ فاصلهای که از دل تغییر به وجود میآید.
تمام زمانی که با آنها زندگی کرده بودم، پدری بیتفاوت بودم که احساس میکردم برای تشخیص دادن آنها، نیازی به شناختن آنها ندارم.
در ادامه میتوانید نسبت به دانلود کامل کتاب بندها به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.
دانلود pdf کتاب بندها| نویسنده | دومنیکو استارنونه |
| مترجم | امیرمهدی حقیقت |
| شابک | 9786220108283 |
| ناشر | چشمه |
| موضوع | داستان ایتالیایی |
| ردهبندی کتاب | ادبیات ایتالیا و یونان (شعر و ادبیات) |
| قطع | رقعی |
| نوع جلد | شومیز |
| چاپ شده در | ایران |
| زبان نوشتار | فارسی |
| تعداد صفحه | 166 |
| تعداد جلد | 1 |
| وزن | 155 گرم |
| سایر توضیحات | - با یادداشتی از جومپا لاهیری |
به نظرم خوندن این کتاب خیلی خوب نشون میده که ما به جز مسائل مالی ،چیزایی رو هم به ارث میبریم که سرنوشت نسل بعد رو مشخص میکنه .به نظرم، تلخه ولی بخونیدش
ترجمه روان و عالی پرهیز از اضافه گویی احساسات کارکترها بسیار واقعی بهم انتقال پیدا کرد انگار واقعا خودم تو ماجرا هستم کتاب آموزنده و زیبایی بود پیشنهاد میکنم بخونید
کتاب خوبی بود، ترجمه روان، و سالم به دستم رسید
قیمتش برام مناسب بود تا وقتی که کتاب رسید دستم و فهمیدم با توجه به حجمش مناسب نیست. جا داشت ارزون تر بشه
برا من جلد روش فرق میکرد.. تعداد صفحاتشم کم بود
کیفیت چاپ و جنس کاغذ خوبه
عالی بود
کتاب خوبیه
خوب بود من خوشم اومد
قیمت مناسب
قیمت بالا
متن بسیار روانی دارد
بسیار عالی و خوب
کتاب بسیار خوبیه ماجرای یک خیانت عاطفی رو از زبان زن و مرد و بچه هاشون در دوره های زمانی مختلف روایت میکنه،بسیار داستان جذاب و قابل تأملی داشت از نظر من،ترجمه ی روان و قابل فهم این داستان هم به جذابیتش افزوده بود.
کتاب ساده و خوشخوانیه. در سه فصل روایت میشه. از دیدگاه شخصیتهای مختلف داستان و در هر فصل ما طرف راوی وایمیسیم و کمابیش بهش حق میدیم. زندگی خیلی پیچیده است. ممکنه گاهی برای یه کسی یا کسانی خودت را به آب و آتیش بزنی، بعد توی فصل سوم زندگیت بفهمی که خب شاید نباید این کارو میکردی. اگه بفهمی.
ترجمه های جناب حقیقت فوقالعاده اند. داستان هم عالی بود و بنظرم به درد هر کسی میخوره🌸
عالی بود
عالیه ممنونم ازتون🙏🏻🌷
خوب بود خوشم اومد
این کتاب را به پیشنهاد استادم خزیدم به موقع دستم رسید