سبيل اثر امانوئل كارر

معرفی و دانلود کتاب سبيل اثر امانوئل كارر رایگان به همراه خلاصه کتاب

امانوئل کارر در کتابی عجیب و کم‌نظیر با نام «سبیل» از مردی می‌گوید که تراشیدن سبیلش به‌طرز غیرمنتظره‌ای او را وارد یک بحران جدی روحی و روانی می‌کند. شخصیت محوری قصه نامش مشخص نیست و زمانی که تصمیم می‌گیرد تغییری ظاهری در خود به وجود آورد، به یکباره با موضوعی مواجه می‌شود که زمینه را برای بروز اختلال حافظه در او فراهم می‌کند.

ماجرا از این قرار است که مرد پس از سال‌ها می‌خواهد سبیل‌هایش را از ته بزند و با خروج همسرش از خانه، این تصمیمش را عملی می‌کند. اما زمانی که همسرش به خانه برمی‌گردد، انتظار دارد با دیدنش غافلگیر شود؛ نه‌تنها این اتفاق رخ نمی‌دهد، بلکه همسرش به او می‌گوید که تاکنون سبیل نداشته است.

شاید برای خواننده این یک موضوع ساده باشد، ولی مؤلف این طرز فکر را ندارد. وقتی نقش اول داستان از سوی همسر و اطرافیانش نادیده گرفته می‌شود، کارر با نثری روان و جذاب توضیح می‌دهد که چگونه یک انسان می‌تواند دچار پریشانی روانی شود و تعادل روحی و روانی خود را از دست بدهد؛ آن هم به‌خاطر اینکه تصور می‌کند از سوی نزدیک‌ترین افراد به خود نادیده گرفته شده و برای آن‌ها اهمیتی ندارد.

نقل مکان به کشوری دیگر جهت جست‌وجوی استقلال و رهایی، یکی دیگر از اقداماتی است که مرد داستان انجام می‌دهد و پایانی در انتظارش است که بی‌تردید خواننده را حسابی درگیر خود می‌سازد.

آنچه در رمان مذکور بسیار مهم به نظر می‌رسد، زیر سؤال بردن مفهوم واقعیت و اشاره به این حقیقت است که واقعیت نیز یک موضوع قراردادی است. بنابراین، لازم است لحظه‌ای همنشینی با این کتاب را از دست ندهیم.

درباره نویسنده

امانوئل کارر، نویسنده و کارگردان فرانسوی است که در سال ۱۹۵۷ متولد شده است. او تاکنون بابت آثارش موفق به دریافت جوایزی نظیر رنودو و فمینا شده است.

کتاب مناسب چه افرادی است؟

علاقه‌مندان به آثار فلسفی و روان‌شناسی که در قالب رمان به رشته تحریر درآمده‌اند، از مخاطبان اصلی این اثر به حساب می‌آیند.

فهرست مطالب

کتاب مذکور در حال حاضر توسط دو ناشر با این مشخصات در بازار نشر موجود است: نشر مد با ترجمه مهستی بحرینی در ۱۵۲ صفحه و فرهنگ آرش در ۱۴۱ صفحه با برگردان قدیسه قاسمی.

بریده‌هایی از کتاب

چطور است سبیلم را بزنم؟ آنیس که در اتاق پذیرایی روی کاناپه‌ای نشسته بود و داشت مجله‌ای را ورق می‌زد، با بی‌خیالی خندید و گفت: فکر بدی نیست.

در وان حمام مشغول وقت‌گذرانی بود. حلقه‌های کف صابون، با موهای ریز سیاه پراکنده بر سطحشان، این‌سو و آن‌سو می‌رفتند. ریشش خیلی زبر درمی‌آمد، چنان‌که اگر نمی‌خواست شب‌ها رنگ چانه‌اش به آبی بزند، باید روزی دوبار آن را می‌تراشید.

حالا دیگر کارش را به پایان رسانده بود و با چشمانی نیمه‌بسته و عضلانی آسوده داشت جزئیات چهره‌اش را در آینه بررسی می‌کرد. ابتدا با بزرگ جلوه‌دادن سعادتی که در چهره نمناکش می‌دید تفریح می‌کرد. سپس جهت نگاهش را تغییر می‌داد و از تماشای قیافه مردانه، باجرئت و مصمم خود لذت می‌برد.

مثل پسربچه‌ای که شیطنتی را تدارک می‌بیند، آهسته خندید. سپس دستش را دراز کرد و لیوان خالی را روی میز کوچک آرایش گذاشت. بعد قیچی را برداشت تا کار مهمش را انجام دهد، اما بی‌درنگ یادش آمد که ممکن است این پشم و پیله‌ها مجرای وان را ببندد: مشتی مو کافی بود تا معرکه‌ای به پا شود.

اگر دیوانه‌ای منکر واقعیت شود، باید برای حرف‌هایش دلیل بیاورد و چون دلیلی ندارد، ناگزیر به دلایلی توسل می‌جوید که با ادعایش منافات دارد یا دست به کارهایی می‌زند که دیگران را کلافه می‌کند.

مرد که نشسته بر لبه کاناپه با بالاتنه شق‌ورق روی کفش‌هایش خم شده بود و بی‌آن‌که کوک‌هایشان را ببیند، آن‌ها را بررسی می‌کرد، از دیدن خود در چنین وضع مسخره‌ای خشکش زده بود: از این شوخی هدفی نداشت جز آن‌که با سربلندی به استقبال آنیس برود و با دیدن شگفتی یا ـ به اقتضای حال ـ ناخشنودی او، خودستایانه سربه‌سرش بگذارد، نه این‌که گوشه‌ای کز کند و امیدوار باشد که لحظه رویارویی با زنش تا جایی که ممکن است به تعویق بیفتد.

نمی‌توانست سرزندگی لجام‌گسیخته ذهنش را دست‌کم بگیرد و به این نکته اعتنایی نداشته باشد که دو روز یا دو ساعت دیگر به آنچه در این لحظه می‌اندیشد، نخواهد اندیشید. وقتی دیگران را خطاکار می‌دانست، قطعیت بی‌چون‌وچرای نتیجه‌گیری‌اش به قدر عناصر دیگر مایه گمراهی‌اش شده بود. اکنون می‌دانست که در اشتباه بوده است و سرانجام واقعیت را آشکارا به چشم می‌دید؛ اما نباید خودش را گول می‌زد؛ طولی نمی‌کشید که باز ذهنش به تردید می‌افتاد و از مانعی به مانعی دیگر برمی‌خورد.

اکنون که یگانه راه منطقی، یعنی گریز را برگزیده بود، مسئله در این خلاصه می‌شد که دوام بیاورد، از جایش تکان نخورد، دست به کاری نزند و جز در افکار خود حرکتی برخلاف تصمیمش انجام ندهد. جهان در برابر اراده بی‌ثبات و بی‌عمل او چنان‌که باید مقاومتی نشان نمی‌داد.

از نگاه‌هایشان احساس آرامش می‌کرد. باعث می‌شد به یاد بیاورد کجاست و بلندبلند بخندد و بداند تنهاست؛ تنها در برابر این همه آدم، تنها در برابر حمایت کسی که بگوید او سیبیل داشته، مثل یک پدر، مثل حافظه‌ای که درست کار کند. اما اینجا ظاهراً تنهایی‌اش جلب توجه نمی‌کرد. آنجا راحت می‌توانست همه‌چیز را به دست فراموشی بسپارد. کارش را فراموش کند و کار جدیدی دست‌وپا کند و زندگی را از سر گیرد. آنجا یا هر جای دیگری، هرجا کسی او را نشناسد، هرجا کسی از اینکه او سیبیل داشته تعجب نکند. باید از صفر شروع می‌کرد و برگ جدیدی از زندگی‌اش را ورق می‌زد؛ گرچه در این کره خاکی همه‌چیز به اندازه کافی غم‌انگیز بود، اما مورد او کمی فرق داشت.

دانلود pdf کتاب سبيل

در ادامه می‌توانید نسبت به دانلود کامل کتاب سبيل به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.

دانلود pdf کتاب سبيل

مشخصات کتاب سبيل

مشخصات
نوبت چاپ 4
نویسنده امانوئل كارر
شابک 9786225385061
ناشر نشر بيدگل
موضوع داستان و رمان
رده‌بندی کتاب ادبیات فارسی (شعر و ادبیات)
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
نوع کاغذ بالکی
چاپ شده در ایران
زبان نوشتار فارسی
تعداد صفحه 150

نظرات کتاب سبيل

  • صبا افشاری صبا افشاری

    من کتابو گرفتم، دنبال نشر مَد بودم با ترجمه مهستی بحرینی، دیدم دیجی همین ترجمه رو از نشر بیدگل داره! خب گرفتم. اما نکته اینه که کتاب همون نشر مَد بود. برا من بهتر شد.

  • محمدعلی سلطانی محمدعلی سلطانی

    ازش زیاد معرفی دیدم

  • عکس خوانده نمی‌شود

    خرید کتاب سبيل