آخر هفته دخترانه اثر جودی گرمن

معرفی و دانلود کتاب آخر هفته دخترانه اثر جودی گرمن رایگان به همراه خلاصه کتاب

«آخر هفته دخترانه» رمانی از جودی گرمن است که دارای پنج شخصیت محوری و تعدادی شخصیت فرعی است.

ماجرا از این قرار است که پنج دوست قدیمی که اکنون در آستانه ۴۰ سالگی هستند، پس از مدت‌ها در خانه یکی از آن‌ها به نام سدی مک‌تاویش، در یک دورهمی با یکدیگر ملاقات دوباره می‌کنند.

جون مودی، ایم، ایمی و کیمیکو دیگر شخصیت‌های اصلی قصه گرمن هستند که به ملک سدی در جزایر سن‌خوان دعوت شده‌اند و در مهمانی آخر هفته می‌خواهند علاوه بر یادآوری گذشته، حسابی خوش بگذرانند.

سؤالی که از همان صفحات آغازین اثر در ذهن خواننده به وجود می‌آید این است: آیا این پنج نفر همان آدم‌های روزگار جوانی هستند یا تفاوت‌های قابل‌توجهی با گذشته دارند؟

نویسنده در ابتدا از برخی حقایقی که مربوط به سال‌های پیش است، پرده برمی‌دارد. برای مثال، از سدی می‌گوید که در فیسبوک فعال است و از آنجایی که وجوه مثبت زندگی‌اش را در این شبکه اجتماعی به نمایش می‌گذارد، برای همگان این تصور را به وجود آورده که انسانی بسیار موفق و خوشحال است.

از طرف دیگر، جون به‌عنوان یکی از همکلاسی‌های سدی، اولین معشوقه ایتان بوده که پیشنهاد ازدواج او را با بهانه سفر به دور دنیا رد کرده و باعث می‌شود ایتان این درخواست را از سدی هم مطرح کند و با پذیرفته شدن خواسته‌اش، با او ازدواج کند.

حضور دوستان قدیمی در کنار یکدیگر و گفت‌وگوها باعث می‌شود برخی حقایق، مانند حسادت، آشکار شوند و خواننده در اواسط کتاب متوجه شود آن‌ها به یکدیگر علاقه چندانی ندارند.

پیامک ایتان، نامزد سدی، برای ملاقات نیمه‌شب و از طرفی مفقود شدن سدی در روز بعد از شب خوش‌گذرانی، سؤالات متعددی را برای مخاطبان به وجود می‌آورد که دسترسی به پاسخشان تنها در صورت مطالعه کتاب تا انتها امکان‌پذیر است.

درباره نویسنده

جودی گرمن، نویسنده و استاد نویسندگی اهل ایالات متحده آمریکا است که تحصیلاتش را در رشته ادبیات در دانشگاه مندوسینو به اتمام رسانده است.

وی تاکنون ۱۱ رمان و نمایشنامه‌های متعددی را به رشته تحریر درآورده و برنده جوایزی از قبیل جایزه نمایشنامه‌نویسی ای. بل شده است.

برخی از نوشته‌های او عبارت‌اند از: «تارت»، «حقیقتی درباره جک» و «تابستان در سرزمین پوست».

کتاب مناسب چه افرادی است؟

اگر از علاقه‌مندان به ژانر پلیسی و معمایی هستید، این کتاب مخصوص شماست.

فهرست مطالب

نشر کتاب کوچه، اثر مذکور را در یک نسخه ۳۸۸ صفحه‌ای، با ترجمه روان حسین مسعودی‌آشنایی، به چاپ رسانده و در اختیار عموم علاقه‌مندان قرار داده است.

بریده‌هایی از کتاب

در دانشکده دوستان بسیار نزدیکی بودیم، هر پنج نفرمان. رابطه من و ایم هنوز هم بسیار نزدیک است و سال‌هاست که با سدی، ایمی و کیمیکو مراوده‌ای نداشته‌ام. این فکر که دوباره با هم جمع شویم، مرا میان حسی از جنس بیم و امید قرار داده است.

بی‌شک این‌ها بهترین دوستان زندگی‌ام بوده‌اند. وقتی یاد روزهای با هم بودن می‌کنم، قبل از هر چیز تصویر تمام لحظاتی جلوی چشمانم می‌آید که از شدت خنده نفسمان بند می‌آمد.

سن طلایی میان کودکی و بزرگسالی را با هم گذراندیم؛ چهار سالی که با هدف رسیدن به شخصیت‌هایی متفاوت و یافتن آینده‌ای پرامید سپری شد.

طوری از هم شناخت داشتیم که انگار از آغاز زندگی با هم بزرگ شده بودیم. رنگ‌ها و غذاها و ترانه‌های محبوب یکدیگر را از بر بودیم. همدیگر را مانند کسی که خریدار حرفه‌ای شاهکارهای هنری است، سریع و مطمئن درک می‌کردیم.

همه این‌هایی را که گفتم، جدای قدرتی بدانید که با آن کارهای بعدی یکدیگر را پیش‌بینی می‌کردیم. عشق میانمان جاری بود و رازهای همدیگر را خیلی خوب می‌دانستیم.

به خاطر یکدیگر، بی‌آنکه سؤالی بپرسیم، هر جا که نیاز بود حاضر می‌شدیم. اعتراف می‌کنم قبل و بعد این دوره که گفتم، هرگز چنین گروهی از دوستان نصیبم نشد.

ایم با همان تمرکز همیشگی خود رانندگی می‌کند. موهای مشکی کوتاهش در جریان بادی که از شیشه ماشین داخل می‌آید، به‌هم ریخته است، ولی چون می‌دانم زیاد خوشش نمی‌آید به او درباره وضع آشفته‌اش بگویم، حرفی نمی‌زنم.

تنها فایده به‌هم‌ریختگی موهایش این است که مرا یاد تیپ ثابت این چند ساله‌اش می‌اندازد: خط چشم مشکی، موهای تیره که باید همیشه کوتاه نگه داشته شوند، کاپشن‌های خاکستری و شلوارهای مشکی براق.

البته مهارت مشهورش در رانندگی هم هست: او عاشق سبقت گرفتن و رد کردن کامیون‌ها و کاروان‌هاست. لایی کشیدن را خیلی دوست دارد؛ البته نه برای خودنمایی یا پرخاشگری. او ماهرانه و با لذت تمام این کار را می‌کند.

در مسافرت هیچ چیز را به اندازه نشستن کنار ایم در هنگام رانندگی دوست ندارم. تصور از دست دادن چنین لذتی، آن هم در چند ماهی که گذشت، آزارم می‌دهد.

من و ایم در دانشگاه واشنگتن غربی در بلینگهام هم‌اتاقی بودیم. همان روز اولی که او را دیدم، فهمیدم نزدیک‌ترین دوستم خواهد شد.

تا آن روز هر رابطه‌ای که با آدم‌ها داشتم، کاری و هدفمند بود و با هیچ‌کس صمیمی نبودم. در لیک‌پورت، شهری کارگری و کوچک در کالیفرنیای شمالی، بزرگ شدم و آنجا تنها آدم‌هایی را دیدم که بیشتر نقش همراهی‌ام را در جریانات زندگی داشتند تا رفاقت.

با پدر و مادر و گروه دوستانی که در مدرسه داشتم، هدفمان بیشتر تحمل شرایطی بود که در آن زندگی می‌کردیم. ما چون بازماندگان یک کشتی غرق‌شده، هر روز با قایق نجات مجهزی در دریای زندگی شناور بودیم و در انتظار نجات یا رسیدن به ساحلی بهتر، لحظات را سر می‌کردیم.

روزی که ایم را دیدم، فهمیدم باید از قایق نجات پیاده شوم، چون پا بر زمین موعود نهاده‌ام. در آن دنیای نو، دیگر بقا تنها هدفم برای ارتباط با دیگران نبود.

دانلود pdf کتاب آخر هفته دخترانه

در ادامه می‌توانید نسبت به دانلود کامل کتاب آخر هفته دخترانه به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.

دانلود pdf کتاب آخر هفته دخترانه

مشخصات کتاب آخر هفته دخترانه

مشخصات

نظرات کتاب آخر هفته دخترانه

عکس خوانده نمی‌شود

خرید کتاب آخر هفته دخترانه