مجنون تر از فرهاد اثر معصومه بهارلویی

معرفی و دانلود کتاب مجنون تر از فرهاد اثر معصومه بهارلویی رایگان به همراه خلاصه کتاب

«مجنون‌تر از فرهاد» رمانی دو جلدی است که توسط معصومه بهارلویی به رشته تحریر درآمده است. نویسنده ایرانی در کتابش از عاشقانه‌ای تأثیرگذار و جذاب سخن گفته است که به معنای واقعی می‌توان گفت از مطالعه‌اش نمی‌توان سیر شد.

شخصیت اصلی کتاب، دختری باهوش است که روزگار برایش سخت می‌گذرد، اما با وجود تحمل رنج‌ها، امیدش به آینده را از دست نمی‌دهد. علاقه به مردی جذاب نیز باعث می‌شود زندگی‌اش وارد مرحله جدیدی شود.

پری به علت گذشته بسیار تلخی که داشته، هنوز هم آثار و آسیب‌های روحی را با خود حمل می‌کند. یکی از چیزهایی که گذر از گذشته را برایش دشوار کرده، داشتن حافظه‌ای قوی است که باعث شده خاطراتش را به‌راحتی فراموش نکند؛ مواردی از جمله فوت پدر و مادرش که در کودکی ضربه شدید روحی به او وارد کرد.

او حالا با تلاش خود موفق شده به تحصیلاتش ادامه دهد و در حین خواندن درس، به‌عنوان منشی در شرکت برادرش مشغول به کار شود.

پری که احساس می‌کند زندگی‌اش تقریباً روی یک ریل طبیعی افتاده و در حال گذراندن روزهای زندگی با حالتی نرمال است، به یکباره با مردی به نام محراب مواجه می‌شود که عشقی را در درونش بیدار می‌سازد.

محراب نه‌تنها انسانی خونگرم نیست، بلکه شخصیتی سرد و خشک دارد. بااین‌حال، پری سعی دارد رابطه‌ای عاشقانه و پایدار را با او شکل دهد.

اینکه ارتباط آن‌ها با یکدیگر چطور پیش می‌رود و زندگی پری دچار چه فعل‌وانفعالاتی می‌شود، با مطالعه «مجنون‌تر از فرهاد» تا پایان مشخص می‌گردد.

درباره نویسنده

معصومه بهارلویی نویسنده ایرانی است که در سال ۱۳۵۹ در ایران متولد شده است. او تحصیلاتش را پس از یک دوره انصراف در رشته تاریخ در دانشگاه الزهرا ادامه داد و به اتمام رساند.

از بهارلویی آثار مختلف دیگری به چاپ رسیده است که از جمله آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: «گل، کارنده دستم»، «ماه»، «این روزها» و «بهت اصلاً نمیاد».

کتاب مناسب چه افرادی است؟

به طرفداران آثار عاشقانه پیشنهاد می‌شود «مجنون‌تر از فرهاد» را مطالعه نمایند.

فهرست مطالب

«مجنون‌تر از فرهاد» در بازار کتاب به همت انتشارات ذهن‌آویز، در یک نسخه ۱۵۲۸ صفحه‌ای و در دو جلد به چاپ رسیده و در اختیار عموم قرار گرفته است.

بریده‌هایی از کتاب

بچه که بودم دوست داشتم مثل آب باشم، همیشه جاری. هرجا می‌رم، با خودم سرسبزی و طراوت ببرم. آب الگوی زندگی من بود؛ آبی که سرشار از پاکی و طراوته، زلاله، اون‌قدر زلال که آینه دختر روستایی می‌شه وقتی پشت گوشش گل زده.

بچه‌ها موجودات عجیب اما دوست‌داشتنی هستند. دنبال مادیات نیستند؛ اگه صد تا گوشواره طلا هم داشته باشند، باز اون دو تا گیلاس به هم چسبیده‌ای که به گوش می‌زنند، به تمام طلاهای دنیا می‌ارزه.

بچه‌ها مثل آب هستند؛ سرشار از شادی. اما اگر جلوی حرکت این آب سد بشه، اگه اتفاقات دست‌به‌دست هم بدن که جلوی حرکت رو بگیرند، اون آب تبدیل به مرداب می‌شه که دیگران حتی نمی‌تونند تحملش کنند.

به نیمرخش نگاه کردم. ادامه داد: شما خودتون رو نهر کوچک تنهایی می‌بینید که از همه دور افتاده، تنها، خیلی تنها. اما خبر ندارید که نهرهای کوچک تنهای دیگه هم پا‌به‌پای شما در حرکتند و در آخر همه به دریا می‌رسید؛ شما یک نهرید. امین یه نهر دیگه؛ مگه امین تنها نیست؟ مگه همه افراد خانواده‌تون تنها نیستند؟

اما همه‌تون دریا رو می‌سازید. یه دریای بزرگ به اسم خانواده که می‌تونید با دیگران بهش بپیوندید و از تنهایی دربیاید. اما مرداب بودن سخته، می‌دونی که تا آخرش تنها هستی تا وقتی خشک بشی.

صدایی از پشت سر شنیدم که می‌گفت: کمک نمی‌خوای؟ نزدیک بود از خوشحالی بال دربیارم. فریبا بود. گفتم: خدا شما رو از آسمون برای من فرستاد. می‌شه به داداشت بگی وقتی می‌ره تو سالن مردونه، به احمد بگه برای کمکم بیاد؟ عمه‌ام پشت چراغ قرمز مونده.

فرزانه از خنده ریسه رفت و فرهاد که تازه به ما رسیده بود، گفت: اینجا چه خبره؟

فریبا با لبخند برگشت و به او نگریست و گفت: عمه‌خانم پشت چراغ قرمز مونده و نمی‌تونه رد بشه. پری‌خانم می‌گه وقتی می‌ری داخل، به احمدآقا بگی بیاد کمکش.

فرهاد گفت: پری‌خانم، ما رو دست‌کم گرفتند. من و مجتبی تخصصمون رو توی امداد و نجات گرفتیم. بیا مجتبی که باید محموله‌ای به مقصد برسونیم.

امین نگاه مرددش را به رعنا دوخت. رعنا با نگاهش به او قوت قلب داد. به‌سوی پذیرایی قدم برداشت و وقتی به من رسید، دستکشی از جیب درآورد و به سمتم پرت کرد. با لبخند آن را در هوا قاپیدم.

به در کوبید و آن را باز کرد. اکبر کنار پنجره رو به حیاط ایستاده بود. همه چشم‌ها به آن دو خیره شده بودند.

امین گفت: خان‌داداش، اینجا هنوز جایی برای من هم هست؟

اکبر برگشت و نگاهش را بر او انداخت و گفت: تا هر وقت بخوای.

امین به سینه‌اش اشاره کرد و گفت: اینجا چی؟

اکبر قدمی به طرفش برداشت و گفت: حتی اگه نخوای.

و او را در آغوش کشید. اشک در چشمان جمع می‌درخشید. اکبر سر بلند کرد و به من اشاره کرد که به سویش بروم.

احمد به رویم لبخند زد. به سمت اکبر رفتم. دست دیگرش را دور شانه‌ام حلقه کرد و هم‌زمان هر دوی ما را در آغوش کشید و بر سرمان بوسه زد.

این همان اکبر است؛ همان اکبری که اولین‌بار در آن روز سیاه دیدم. من به عطوفت او عادت داشتم، نه به خشمش.

دانلود pdf کتاب مجنون تر از فرهاد

در ادامه می‌توانید نسبت به دانلود کامل کتاب مجنون تر از فرهاد به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.

دانلود pdf کتاب مجنون تر از فرهاد

مشخصات کتاب مجنون تر از فرهاد

مشخصات
شابک 9789641930945
ناشر ذهن آویز
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
وزن 1396 گرم

نظرات کتاب مجنون تر از فرهاد

  • کاربر کاربر

    سلام من خیلی دوست دارم این رمان بخوانم خیلی تعریفش شنیدم...نمی‌دونم این کامنت منو میخوانید یا نه...کاشکی یکم بیشتر تخفیف می‌گذاشتند خیلی گرونه...خیلی هم گرونه...بازم ممنونم

  • مسلم قماشی مسلم قماشی

    خیلی دلم میخواد بخونمش ولی قیمت بالاعه کاشکی تخفیف بخوره.!

  • کاربر کاربر

    عالی ولی کاشکی یه تخفیف خوبم داشت

  • کاربر کاربر

    میشه دوباره شارژ کنید از خیلی وقته میخوامم بخرممم ولی میگن موجود نیست🤧💔

  • سیما رییسی سیما رییسی

    بهترین رمانیه که تا حالا خوندم و دلم میخاد ربخونمش بازم کاش دیجی پیشنهاد شگفت انگیزش کنه

  • سارا حسین پور سارا حسین پور

    این کتاب انقدر عالیه که من چندین بار خوندمش . دوجلد رو داشتم ولی گمشون کردم ...کاش دیجی پیشنهاد شگفت انگیزش کنه ...

  • ستاره *** ستاره ***

    فوق العادست

  • کاربر کاربر

    کتاب سالم و تمیزه

  • فرشید خانی فرشید خانی

    عالی تشکر

  • الناز شهسواری الناز شهسواری

    رمانش واقعا عالیه خیلی قشنگه توی یه ماه دوبار کتاب رو خوندم این کتاب قطعا ارزش خریدن داره

  • سید مهدی  حسین زاده لموکی سید مهدی حسین زاده لموکی

    عالی کتاب از نظر کیفیت

  • Z Hadisi Z Hadisi

    یکی از بهترین رمان هایی که خوندم. روند منطقی . شخصیت پردازی مناسب و عاشقانه ی سالم و دلچسب

  • عکس خوانده نمی‌شود

    خرید کتاب مجنون تر از فرهاد