تاملات اثر مارکوس ارلیوس

معرفی و دانلود کتاب تاملات اثر مارکوس ارلیوس رایگان به همراه خلاصه کتاب

مارکوس اورلیوس از امپراتوران بزرگ روم بود که از فیلسوفان رواقی هم محسوب می‌شد و در سال ۱۲۱ میلادی به دنیا آمد. این شخصیت فقط یک پادشاه نبود و بر روی افراد بسیاری نظیر جان استوارت میل، امیل چوران، فردریک کبیر و گوته تأثیر قابل‌توجهی گذاشت. او همواره در تلاش بود که به شناخت و درک مناسبی از خود و جهان پیرامونش برسد و هرگز قصدش این نبود که تأملاتش را که شامل مجموعه گسترده‌ای از تردید و ناامیدی تا سعادتمندی بود به رشته تحریر درآورد و فقط برای تسلی خاطر شخصی‌اش آنها را می‌نوشت، غافل از اینکه یک روز همین نوشته‌ها تبدیل به اثری می‌شود که سرمشق بسیاری از افراد در کره خاکی برای الگو گرفتن و دستیابی به آرامش درون خواهد بود.

اورلیوس در تأملاتش موضوعات بسیاری را مدنظر داشت، از جمله آنها می‌توان به احساسات شخصی، ارزش‌های اخلاقی، منطق آدمی، طبیعت و تقدیر اشاره کرد و از آنجایی که نشئت‌گرفته از روح و ذهن ژرف و عمیق بوده است، امروزه یکی از شاخص‌ترین آثار فلسفی و شاید بتوان گفت از برجسته‌ترین نوشته‌های تمام دوران لقب گرفته است.

درباره نویسنده

مارکوس اورلیوس، امپراتور رومی بود که در روز ۲۶ آوریل سال ۱۲۱ میلادی متولد شد. او از سال ۱۶۱ تا ۱۸۰ دوران حکومتش را سپری کرد و در میان امپراتوران با عنوان «فیلسوف» شناخته می‌شد. اورلیوس که از پیروان مکتب رواقی‌گری بود، نوشته‌هایش مرجع مناسبی بر فلسفه کهن رواقی‌گری محسوب می‌شود. او سرانجام در روز ۱۷ مارس سال ۱۸۰ میلادی بر اثر بیماری تیفوس درگذشت.

کتاب مناسب چه افرادی است؟

به علاقه‌مندان به نوشته‌های فلسفی، به‌ویژه مکتب رواقی‌گری توصیه می‌شود این کتاب را مورد خوانش قرار دهند.

فهرست مطالب

«تأملات» در بازار کتاب توسط دو ناشر با این مشخصات به چاپ رسیده است: ققنوس با ترجمه عرفان ثابتی در ۱۹۲ صفحه و میلکان با برگردانی از حسام شیخ حسنی در ۲۰۰ صفحه.

بریده‌هایی از کتاب

تمام چیزهای مشابه به یکدیگر تمایل دارند. آنچه از جنس خاک است به خاک، آنچه از جنس آب است به آب و آنچه از جنس هواست به هوا تمایل دارد. به همین دلیل، باید به‌زور از اختلاط آنها جلوگیری کرد. آنچه از آتش است بالطبع به سبب آتشِ عنصری به بالا گرایش دارد، ولی به‌آسانی بر اثر تماس با شعله زمینی دیگری شعله‌ور می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هر چیزی که خشک‌تر از حد معمول باشد آن را شعله‌ور می‌سازد، زیرا معدودی از اجزایش از احتراق جلوگیری می‌کنند. موجودات هوشمند نیز، به همین اندازه، اگر نه بیشتر، به همنوع خود تمایل دارند. زیرا برتری آنها سبب می‌شود که آمادگی بیشتری برای آمیزش و اختلاط با امثال خود داشته باشند. حتی موجودات فاقد عقل هم در پی اجتماع و اتحاد با یکدیگرند. زنبورها دور یکدیگر جمع می‌شوند، گله‌ها با هم حرکت می‌کنند، پرنده‌ها به‌صورت گروهی لانه‌سازی می‌کنند و به یکدیگر عشق می‌ورزند.

زیرا آنها هم روح دارند و غریزه اجتماعی آنها پیشرفته است، برخلاف گیاهان، سنگ‌ها یا درختان. این غریزه در موجودات عاقل شدیدتر است، زیرا خانواده و حکومت تشکیل می‌دهند، با یکدیگر دوستی می‌کنند، با یکدیگر معاهده می‌بندند و آتش‌بس برقرار می‌کنند. و در میان موجودات پیشرفته‌تری نظیر ستاره‌ها حتی در عین جدایی نوعی اتحاد وجود دارد. بنابراین، موجودات برتر حتی در صورت دوری از هم با یکدیگر همدلی می‌کنند. اکنون به آنچه در حال حاضر جریان دارد توجه کن. موجودات عاقل تنها موجوداتی هستند که این احساس جاذبه و تمایل را از دست داده‌اند. فقط آنها هستند که با یکدیگر آمیزش نمی‌کنند. ولی هر قدر هم که از یکدیگر بگریزند، باز هیچ راه فراری وجود ندارد. طبیعت نیرومندتر است. اگر دقت کنی، این حقیقت را درخواهی یافت. این‌که بتوانی جمادی را پیدا کنی که با دیگر جمادات مرتبط نباشد، راحت‌تر از یافتن انسانی است که از دیگر انسان‌ها جدا باشد.

«۱. اگر نیروی درونی حاکم بر ما خود را با طبیعت هماهنگ کند، همواره به‌سرعت خودش را با امکانات و فرصت‌های حاصل از هر وضعیتی تطبیق خواهد داد. در این صورت، محتاج هیچ ماده خاصی نخواهد بود؛ اهدافش را به اقتضای اوضاع و احوال تعقیب خواهد کرد؛ و حتی موانع پیشرفت را به نیروی محرکه بدل خواهد ساخت؛ مثل آتشی که توده زباله‌ها را فراگیرد، همان توده‌ای که می‌تواند آتش ضعیفی را خاموش کند، ولی آتش شعله‌ور به‌سرعت زباله‌ها را در کام خود فرومی‌برد و می‌سوزاند و بیش از پیش زبانه می‌کشد.

۲. هیچ چیز را به دست تصادف مسپار، هیچ کاری را بی‌توجه به اصول حاکم بر اجرای شایسته آن انجام مده.

۳. آدمیان در صحرا، کنار دریا، یا در کوهستان‌ها عزلت می‌گزینند ــ رؤیایی که تو نیز همواره در سر می‌پرورانده‌ای. ولی چنین خیالاتی به هیچ وجه در شأن فیلسوف نیست، زیرا که می‌توانی هر وقت بخواهی در خود عزلت گزینی. برای آدمی کنج عزلتی آرام‌تر و راحت‌تر از روحش وجود ندارد؛ از همه مهم‌تر این که اگر فقط یک لحظه به امکانات دیگری که در خود دارد بیندیشد، بی‌درنگ به آسودگی خاطر دست می‌یابد ــ آسایشی که صرفاً نام دیگری برای روح بسامان و هماهنگ است. پس همواره از این کنج عزلت استفاده کن و دم‌به‌دم خود را تازه نما. قواعد زندگانی‌ات را مختصر کن، ولی قواعد اساسی را از یاد مبر؛ در این صورت یادآوری آنها تمام ناراحتی‌هایت را از میان خواهد برد و تو را با آسودگی به سراغ وظایفت خواهد فرستاد.

با این همه، چه چیزی تو را ناراحت می‌کند؟ رذیلت‌های آدمیان؟ این آموزه را به یاد بسپار که تمام موجودات عاقل برای کمک به یکدیگر آفریده شده‌اند؛ مدارا بخشی از عدالت است؛ و انسان‌ها عامدانه شرارت نمی‌کنند. چه بسیار کینه‌ها، بدگمانی‌ها، عداوت‌ها و اختلاف‌ها که اکنون خاکستر شده و با همان انسان‌ها از میان رفته است؛ پس دیگر ناراحت و رنجور مباش.

آیا از قسمت و نصیبی که در جهان داری ناراحتی؟ بار دیگر این برهان دوحدی را به یاد آر. «جهان یا از مشیت الهی به وجود آمده، یا از توده‌ای اتم»، و همه آن براهینی را در نظر آر که این جهان را به شهر تشبیه می‌کنند. آیا بیماری‌های جسمانی تو را می‌آزارند؟ به خاطر آر که روح باید خود را فارغ سازد و به قوای خویش پی برد، و دیگر درگیر امور روزمره، خواه مطبوع خواه نامطبوع، نباشد. مختصر آن که همه آنچه را درباره درد و لذت شنیده‌ای و پذیرفته‌ای به یاد آر.

آیا شهرت واهی تو را پریشان‌خاطر می‌کند؟ ملاحظه کن که فراموشی و نسیان با چه سرعتی همه چیز را فرامی‌گیرد. ورطه ابدیتی را نظاره کن که پیش و پس از ما قرار دارد؛ ببین که این تحسین و تمجیدها تا چه اندازه پوچ و توخالی است، ستایندگانت چقدر دمدمی‌مزاج و بی‌فکرند، و دایره شهرتت تا چه حد تنگ است. زیرا کل زمین نقطه‌ای بیش نیست، و محل سکونت تو گوشه کوچکی از آن است؛ چند نفر از ساکنان این گوشه کوچک تو را خواهند ستود، و از چه قماشی خواهند بود؟

پس به روح خود پناه ببر. تقلا مکن و مضطرب مباش؛ بر خود مسلط باش، و زندگی را از دریچه چشم مرد، انسان، شهروند و موجود فانی نگاه کن. از میان حقایقی که باید اغلب به آنها بیندیشی، این دو را از یاد مبر: نخست این که اشیا هرگز نمی‌توانند روح را متأثر کنند، بلکه بی‌تأثیر از آن برکنار می‌مانند، به‌گونه‌ای که تشویش و ناآرامی فقط ناشی از خیالات درونی است؛ و دوم این که همه اشیای مرئی در یک آن تغییر می‌کنند و از بین می‌روند. به یاد آور که خود تاکنون در چه تغییرات بی‌شماری نقش داشته‌ای. عالم سراسر تغییر است و زندگی چیزی نیست جز معنایی که ما به آن می‌بخشیم!»

درباره کتاب

مارکوس اورلیوس از امپراتوران بزرگ روم بود که از فیلسوفان رواقی هم محسوب می‌شد و در سال ۱۲۱ میلادی به دنیا آمد. این شخصیت فقط یک پادشاه نبود و بر روی افراد بسیاری نظیر جان استوارت میل، امیل چوران، فردریک کبیر و گوته تأثیر قابل‌توجهی گذاشت. او همواره در تلاش بود که به شناخت و درک مناسبی از خود و جهان پیرامونش برسد و هرگز قصدش این نبود که تأملاتش را که شامل مجموعه گسترده‌ای از تردید و ناامیدی تا سعادتمندی بود به رشته تحریر درآورد و فقط برای تسلی خاطر شخصی‌اش آنها را می‌نوشت، غافل از اینکه یک روز همین نوشته‌ها تبدیل به اثری می‌شود که سرمشق بسیاری از افراد در کره خاکی برای الگو گرفتن و دستیابی به آرامش درون خواهد بود.

اورلیوس در تأملاتش موضوعات بسیاری را مدنظر داشت، از جمله آنها می‌توان به احساسات شخصی، ارزش‌های اخلاقی، منطق آدمی، طبیعت و تقدیر اشاره کرد و از آنجایی که نشئت‌گرفته از روح و ذهن ژرف و عمیق بوده است، امروزه یکی از شاخص‌ترین آثار فلسفی و شاید بتوان گفت از برجسته‌ترین نوشته‌های تمام دوران لقب گرفته است.

درباره نویسنده

مارکوس اورلیوس، امپراتور رومی بود که در روز ۲۶ آوریل سال ۱۲۱ میلادی متولد شد. او از سال ۱۶۱ تا ۱۸۰ دوران حکومتش را سپری کرد و در میان امپراتوران با عنوان «فیلسوف» شناخته می‌شد. اورلیوس که از پیروان مکتب رواقی‌گری بود، نوشته‌هایش مرجع مناسبی بر فلسفه کهن رواقی‌گری محسوب می‌شود. او سرانجام در روز ۱۷ مارس سال ۱۸۰ میلادی بر اثر بیماری تیفوس درگذشت.

کتاب مناسب چه افرادی است؟

به علاقه‌مندان به نوشته‌های فلسفی، به‌ویژه مکتب رواقی‌گری توصیه می‌شود این کتاب را مورد خوانش قرار دهند.

فهرست مطالب

«تأملات» در بازار کتاب توسط دو ناشر با این مشخصات به چاپ رسیده است: ققنوس با ترجمه عرفان ثابتی در ۱۹۲ صفحه و میلکان با برگردانی از حسام شیخ حسنی در ۲۰۰ صفحه.

بریده‌هایی از کتاب

تمام چیزهای مشابه به یکدیگر تمایل دارند. آنچه از جنس خاک است به خاک، آنچه از جنس آب است به آب و آنچه از جنس هواست به هوا تمایل دارد. به همین دلیل، باید به‌زور از اختلاط آنها جلوگیری کرد. آنچه از آتش است بالطبع به سبب آتشِ عنصری به بالا گرایش دارد، ولی به‌آسانی بر اثر تماس با شعله زمینی دیگری شعله‌ور می‌شود؛ به‌گونه‌ای که هر چیزی که خشک‌تر از حد معمول باشد آن را شعله‌ور می‌سازد، زیرا معدودی از اجزایش از احتراق جلوگیری می‌کنند. موجودات هوشمند نیز، به همین اندازه، اگر نه بیشتر، به همنوع خود تمایل دارند. زیرا برتری آنها سبب می‌شود که آمادگی بیشتری برای آمیزش و اختلاط با امثال خود داشته باشند. حتی موجودات فاقد عقل هم در پی اجتماع و اتحاد با یکدیگرند. زنبورها دور یکدیگر جمع می‌شوند، گله‌ها با هم حرکت می‌کنند، پرنده‌ها به‌صورت گروهی لانه‌سازی می‌کنند و به یکدیگر عشق می‌ورزند.

زیرا آنها هم روح دارند و غریزه اجتماعی آنها پیشرفته است، برخلاف گیاهان، سنگ‌ها یا درختان. این غریزه در موجودات عاقل شدیدتر است، زیرا خانواده و حکومت تشکیل می‌دهند، با یکدیگر دوستی می‌کنند، با یکدیگر معاهده می‌بندند و آتش‌بس برقرار می‌کنند. و در میان موجودات پیشرفته‌تری نظیر ستاره‌ها حتی در عین جدایی نوعی اتحاد وجود دارد. بنابراین، موجودات برتر حتی در صورت دوری از هم با یکدیگر همدلی می‌کنند. اکنون به آنچه در حال حاضر جریان دارد توجه کن. موجودات عاقل تنها موجوداتی هستند که این احساس جاذبه و تمایل را از دست داده‌اند. فقط آنها هستند که با یکدیگر آمیزش نمی‌کنند. ولی هر قدر هم که از یکدیگر بگریزند، باز هیچ راه فراری وجود ندارد. طبیعت نیرومندتر است. اگر دقت کنی، این حقیقت را درخواهی یافت. این‌که بتوانی جمادی را پیدا کنی که با دیگر جمادات مرتبط نباشد، راحت‌تر از یافتن انسانی است که از دیگر انسان‌ها جدا باشد.

«۱. اگر نیروی درونی حاکم بر ما خود را با طبیعت هماهنگ کند، همواره به‌سرعت خودش را با امکانات و فرصت‌های حاصل از هر وضعیتی تطبیق خواهد داد. در این صورت، محتاج هیچ ماده خاصی نخواهد بود؛ اهدافش را به اقتضای اوضاع و احوال تعقیب خواهد کرد؛ و حتی موانع پیشرفت را به نیروی محرکه بدل خواهد ساخت؛ مثل آتشی که توده زباله‌ها را فراگیرد، همان توده‌ای که می‌تواند آتش ضعیفی را خاموش کند، ولی آتش شعله‌ور به‌سرعت زباله‌ها را در کام خود فرومی‌برد و می‌سوزاند و بیش از پیش زبانه می‌کشد.

۲. هیچ چیز را به دست تصادف مسپار، هیچ کاری را بی‌توجه به اصول حاکم بر اجرای شایسته آن انجام مده.

۳. آدمیان در صحرا، کنار دریا، یا در کوهستان‌ها عزلت می‌گزینند ــ رؤیایی که تو نیز همواره در سر می‌پرورانده‌ای. ولی چنین خیالاتی به هیچ وجه در شأن فیلسوف نیست، زیرا که می‌توانی هر وقت بخواهی در خود عزلت گزینی. برای آدمی کنج عزلتی آرام‌تر و راحت‌تر از روحش وجود ندارد؛ از همه مهم‌تر این که اگر فقط یک لحظه به امکانات دیگری که در خود دارد بیندیشد، بی‌درنگ به آسودگی خاطر دست می‌یابد ــ آسایشی که صرفاً نام دیگری برای روح بسامان و هماهنگ است. پس همواره از این کنج عزلت استفاده کن و دم‌به‌دم خود را تازه نما. قواعد زندگانی‌ات را مختصر کن، ولی قواعد اساسی را از یاد مبر؛ در این صورت یادآوری آنها تمام ناراحتی‌هایت را از میان خواهد برد و تو را با آسودگی به سراغ وظایفت خواهد فرستاد.

با این همه، چه چیزی تو را ناراحت می‌کند؟ رذیلت‌های آدمیان؟ این آموزه را به یاد بسپار که تمام موجودات عاقل برای کمک به یکدیگر آفریده شده‌اند؛ مدارا بخشی از عدالت است؛ و انسان‌ها عامدانه شرارت نمی‌کنند. چه بسیار کینه‌ها، بدگمانی‌ها، عداوت‌ها و اختلاف‌ها که اکنون خاکستر شده و با همان انسان‌ها از میان رفته است؛ پس دیگر ناراحت و رنجور مباش.

آیا از قسمت و نصیبی که در جهان داری ناراحتی؟ بار دیگر این برهان دوحدی را به یاد آر. «جهان یا از مشیت الهی به وجود آمده، یا از توده‌ای اتم»، و همه آن براهینی را در نظر آر که این جهان را به شهر تشبیه می‌کنند. آیا بیماری‌های جسمانی تو را می‌آزارند؟ به خاطر آر که روح باید خود را فارغ سازد و به قوای خویش پی برد، و دیگر درگیر امور روزمره، خواه مطبوع خواه نامطبوع، نباشد. مختصر آن که همه آنچه را درباره درد و لذت شنیده‌ای و پذیرفته‌ای به یاد آر.

آیا شهرت واهی تو را پریشان‌خاطر می‌کند؟ ملاحظه کن که فراموشی و نسیان با چه سرعتی همه چیز را فرامی‌گیرد. ورطه ابدیتی را نظاره کن که پیش و پس از ما قرار دارد؛ ببین که این تحسین و تمجیدها تا چه اندازه پوچ و توخالی است، ستایندگانت چقدر دمدمی‌مزاج و بی‌فکرند، و دایره شهرتت تا چه حد تنگ است. زیرا کل زمین نقطه‌ای بیش نیست، و محل سکونت تو گوشه کوچکی از آن است؛ چند نفر از ساکنان این گوشه کوچک تو را خواهند ستود، و از چه قماشی خواهند بود؟

پس به روح خود پناه ببر. تقلا مکن و مضطرب مباش؛ بر خود مسلط باش، و زندگی را از دریچه چشم مرد، انسان، شهروند و موجود فانی نگاه کن. از میان حقایقی که باید اغلب به آنها بیندیشی، این دو را از یاد مبر: نخست این که اشیا هرگز نمی‌توانند روح را متأثر کنند، بلکه بی‌تأثیر از آن برکنار می‌مانند، به‌گونه‌ای که تشویش و ناآرامی فقط ناشی از خیالات درونی است؛ و دوم این که همه اشیای مرئی در یک آن تغییر می‌کنند و از بین می‌روند. به یاد آور که خود تاکنون در چه تغییرات بی‌شماری نقش داشته‌ای. عالم سراسر تغییر است و زندگی چیزی نیست جز معنایی که ما به آن می‌بخشیم!»

دانلود pdf کتاب تاملات

در ادامه می‌توانید نسبت به دانلود کامل کتاب تاملات به صورت رایگان و با فرمت pdf اقدام کنید. لطفا توجه داشته باشید که این تنها نسخه نمونه بوده و برای دسترسی کامل به محتوای کتاب نیاز است آن را خریداری کنید. لینک خرید از منابع معتبر نیز معرفی شده و قابل دسترس است.

دانلود pdf کتاب تاملات

مشخصات کتاب تاملات

مشخصات
نویسنده مارکوس ارلیوس
مترجم حسام شیخ حسنی
ناشر میلکان
شابک 9786226573726
موضوع روانشناسی _اخلاق_روش زندگی
رده‌بندی کتاب روان‌شناسی (فلسفه و روان‌شناسی)
زبان نوشتار فارسی
قطع رقعی
نوع جلد شومیز
نوع کاغذ بالکی
چاپ شده در ایران
تعداد جلد 1
تعداد صفحه 201
وزن 100 گرم

نظرات کتاب تاملات

  • عدنان سالمی عدنان سالمی

    بسیار خوب با نکات بسیار ارزشمند و عمیق این کتاب در خوندنش عجله نکنید روزی ۲.۳ پاراگراف خونده بشه و بعدش در موردش عمیق فکر باید کرد.

  • کاربر کاربر

    عالی. من توی یه فیلم دیدن یه مدرس تاریخ به دو نفر همین کتابو هدیه میده

  • پریسا خاکپور پریسا خاکپور

    مونده بودم که اول کتاب رو مطالعه بکنم و بعدش بیام و نظر بدم راجبش،به نظرم این کتاب مثل اسمش آدم رو بعد مطالعه صفحه به صفحه‌اش به تامل کردن راجب چیزی که خونده و مرتبط کردن با زندگی خودش وامیداره،زیاد اهل مطالب فلسفی نیستم ولی همیشه دوست داشتم که این کتاب آورلیوس رو مطالعه کنم چون هم تو مکتب رواقی زیاد اسمش به چشم می خوره و هم خیلی از بزرگان حال حاضر تو لیست کتاب‌های موردعلاقشون این کتاب هست،و بعد مطالعه متوجه میشد که چرا اینقدر به این کتاب پرداخته شده،راجب ترجمه بگم که از این کتاب من دو نسخه خریده بودم،یکی از نشر میلکان و دیگری از یک نشریه دیگه،به نظرم ترجمه ملیکان و همچنین توضیحاتش خیلی کامل‌تر و مطلوب تر از ترجمه نشریه دیگر بود و توصیه می کنم همین ترجمه رو مطالع کنید و امیداورم که همین قدر که واسه من مفید و لذت‌بخش بود،واسه شما هم باشه

  • بهنام شیرمحمدزاده بهنام شیرمحمدزاده

    اینکه شخصی در اون دوره زمانی همچین افکاری داشته بسیار هیجان انگیزه و بسیاری از باورها و دیدگاه ها برای زمان حال هم آموزنده اند . و یکی از دیدگاههایی که منو از شر فضا و دنیای غیرواقعی مجازی رها کرد و زندگیم با کیفیت تر شد این بود : زمانی که از تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران و پسندیده شدن توسط دیگران دست بکشیم، زمانِ رهایی روحمان و زیستنِ حقیقی ما خواهد بود .

  • سعید باقرزاده سعید باقرزاده

    فقط میتونم بگم حدود ۲۰۰۰ سال پیش مگه امکان داشت یه نفر صاحب همچین افکاری باشه وقتی میخونم احساس نمیکنم این رو یه آدم ۲۰۰۰ سال پیش نوشته ، انگار یه فیلسوف معاصر یا یه روانشناس و استاد فلسفه در قرن حاضر نوشته پیشنهاد میکنم

  • سمیرا امامی سمیرا امامی

    کتاب عمیقی هست و برای دوست داران و طرفداران فلسفه و خودشناسی پیشنهاد میشه،کتاب روان و تامل برانگیزه و متن زیبایی داره ، قابل درک و ارزش خواندن دارد

  • عرفان فکوری عرفان فکوری

    چاپ بسیار با کیفیت و خوانا کیفیت صفحه ها قابل قبول هستش چاپ جلد خیلی با کیفیت و زیبا 200 صفحه هم هستش این کتاب یکسری دیدگاه های پایه راجب زندگی رو عوض میکنه

  • کاربر کاربر

    کتابی عالی .

  • کاربر کاربر

    خوبه

  • کاربر کاربر

    کتاب خوبیه

  • کاربر کاربر

    هنوز نخوندم کتاب رو ولی سالم به دستم رسید. شکی در بی نظیر بودن این کتاب نیست.

  • علیرضا عبادی علیرضا عبادی

    ترجمه خوب و چاپ خیلی خوبی داره و خوب بسته بندی شده بود

  • پرهام محمودی کلهری پرهام محمودی کلهری

    خیلی راضی بودم مبحث راجب رواقی گری هست و اسمش اول خیلی آشنا بود فهمیدم همون پادشاهیه که تو گلادیاتور بهش اشاره شده بود

  • امیر قهرمانی امیر قهرمانی

    کتاب سالم به دستم رسید

  • عباد پارسا عباد پارسا

    عالیی

  • نازنین مقدم چوکامی نازنین مقدم چوکامی

    کتاب خوبیه محتوای عمیق و تامل برانگیزی داره

  • علی محمدی علی محمدی

    کتاب تاملات اورلیوس آدم رو به تامل مثبت و رشد دهنده سوق میده

  • کاربر کاربر

    عالی هستش

  • حسین مهدی زاده حسین مهدی زاده

    کتاب عالیه حتما بخرید حالشو ببرید

  • کاربر کاربر

    ترجمه نسبتا روانی داره. جنس کاغذ هم باعث شده چشم خسته نشه و هم سبک باشه و حملش رو آسون می‌کنه. کاملا توصیه میکنم.

  • عکس خوانده نمی‌شود

    خرید کتاب تاملات